چرا توی انیمه ها زندگی کارمندی رو بد جلوه میدن؟؟
فکر کن…
تو بچگی بهمون گفتن: درساتو بخون که آیندهت تأمین شه.
ما هم خوندیم… نمره گرفتیم… پدرمون دراومد ولی خوندیم…

با چشمای پفکرده و کمر قوزکرده میری دانشگاه، بعدشم دنبال کار...
و بالاخره یه روز، با هزار مصاحبه و رزومه و گواهی اخلاق کاری، وارد یه شرکت ژاپنی شدیم.

اولش فکر میکنی وارد یه شرکت شیک شدی؛
همه کراوات زدن، لپتاپها برق میزنن، دستگاه قهوه با دکمهی لمسی کار میکنه و هوا یه بوی خاص زندگی آروم و بی دردسر میده.
با خودت میگی: عه! اینجا همونه که همیشه تو تخیلم بود؟
ولی دو روز بعد میفهمی نه برادر/خواهر، تخیل نبوده... کابوس بوده.
رئیست که اصلا بهتره راجبش چیزی نگیم-_-
قانون نانوشتهش اینه:
هر کی زودتر کارشو تحویل بده، یعنی وقت اضافه داره
پس نتیجه شد
تموم کردن زودتر کار = کار بیشتر = بدبختی بیشتر=مرده متحرک
معادله ترسناکی شد.........اینجوری دیگه وقت نمیکنم انیمه ببینم....
نوموخوام...-_-
همکاراتم که انگار از NPC های یه بازی هستن...
فقط سه دیالوگ بلدن:
اه بازم جلسه داریم؟
کی میتونم برم خونه؟
رمز وایفای چی بود؟

یه مدت که میگذره، تازه میفهمی اینجا شرکت نیست، یه ورژن از جهنمه که فقط آتیش نداره.کولر داره به جاش-_-
اکسیژن هم داره فقط واسه زنده موندن...لباس شیک و پیک هم پوشیدی.اما مثل لباس زندان عمل میکنه واست.......... (عین مدرسه-_-)
(اشاره به پست قبلی)
حالا آخرالزمان زامبی بهتره یا کار تو یه همچین شرکتی؟
زامبیا لااقل یه بار گازت میگیرن و میمیری...
اینجا؟ هر روز یه ذره از روحت کم میکنن.........و آخرش خودت خودت رو به فنا میدی.........

تازه اول کاره....(البته باید بگماول پسته:|)
خوش اومدی به دنیای کاری ژاپن
تو قانون نوشته:
۸ ساعت در روز
۴۰ ساعت در هفته
اضافهکاری با حقوق اضافه
مرخصی سالانه با حقوق
روی کاغذ، خیلی خوب و عالی و شیک و پیک و........(یه سری کلمات دیکه که مثلا میخوام نشون بدم این نوشته های روی اینکاغذ خوبن:)...)
ولی خب… تو دفتر کار ژاپنی، قانون یه چیزه، واقعیت یه چیز دیگه.

اضافهکاری؟
زیاد، سنگین، و خیلی وقتا بدون هیچ حقوقی.
کارمندها تا دیروقت میمونن، چون نمیخوان زود رفتنشون یه "بیادبی" تلقی شه..........
ما رو کشتن با این بیادبیهاشون.........
مرخصی؟
تو سال حدود ۱۰–۲۰ روز داری، ولی کسی استفاده نمیکنه.
میدونی چرا؟
چون حس میکنن اگه برن، بقیه باید جاشون کار کنن............
و این یعنی فشار رو بقیه… و این یعنی عذاب وجدان............بازم بی ادبی به بقیه.... در نتیجه يه معادله دیگه درست میشه :|
پس میشه
فشار رو بقیه= عذاب وجدان=بی ادبی=نمیری مرخصی
فرهنگ رئیسمحور:(
تا وقتی رئیس نرفته، تو نمیری.
یعنی رسما داری کنترل میشی.....
میتونی تا ۱۲ شب هیچ کاری نکنی، ولی نمیتونی قبل از رئیس بری بیرون…....
لامصب تا ساعت ۱۲ داری چه غلطی میکنی؟
و اگه بری؟ احتمال داره هفته بعد جاتو بزارنبه جای یه سرایدار بدبخت بیچاره.......

کاروشی (過労死) – مرگ از شدت کار
واقعاً همچین چیزیه.
واژهای رسمی، قانونی، و ترسناک.
تو ژاپن آدمهایی هستن که از شدت اضافهکاری سکته میکنن، خودک*شی میکنن، یا تو راه خونه غش میکنن و دیگه بیدار نمیشن.
این فقط یه اصطلاح نیست، یه واقعیتهی تلخ اجتماعیه.
و دولت ژاپن چند سالیه سعی کرده محدودیتهایی بذاره -_-
حالا ببینیم چیکار کرده:
از سال ۲۰۱۹
اضافهکاری حداکثر ۴۵ ساعت در ماه
مرخصی اجباری حداقل سالی ۵ روز
تشویق به کار از خانه یا کاهش ساعت کاری
ولی واقعیت اینه که این فرهنگ ریشه داره توی فداکاری افراطی برای شرکت. یه جور وفاداری ساموراییطور به اداره.....کلمه باحالیه..سامورایی@-@
برای بار دوم-_- (اشاره به پست قبلی)
حالا انیمهها چی کار میکنن؟
اینا رو نشون میدن.
مثل چی؟ مثل انیمهی zom100.
اونجا یه کارمند ژاپنی هست که تازه وارد شرکت شده،
روز اول میره اداره…
و همون روز اول چند روز همونجا میمونه، بدون استراحت........
تا جایی که شبیه مردههای متحرک شده…
اما یه روز، زامبیها میان.......
بقیه میرن تو شوک…
اون چی؟
با شادی فراوان و بسیار زیاد میگه:
یعنی دیگه نباید برم سر کار؟ یس یس
و بهجای فرار، میره یه دفتر برمیداره و مینویسه:
۱۰۰ تا آرزو که قبل از زامبی شدن باید انجام بدم
آبجو خوردن تا صبح
شنا تو آکواریوم
عاشق شدن (اونم وسط زامبیها -_-)
نفسی تازه کنیم.....
(حالا بزار یه پرانتز باز کنم راجب خودم(...پارسال که این انیمه رو دیدم...گفتم منم باید یه همچین لیستی درست کنم......(نخند)یعنی احمقانه ترین چیزایی که به ذهنم میرسید رو نوشتم(هشدار دوم گفتم نخند)...نمونش خوردن نوشابه خانواده با یه نفس-_-(گفتم نخند) دیدن کل وانپیس(هنوز انجامش ندادم...)و کلی چیز دیگه..یعنی میشه گفت پارسال خوب بود ....بد نبود...چیزی که جلوم رو گرفت...........کار کردن پیش یه سوپر مارکتی بود.....از ساعت ۵ تا ۱۱ و نیم شب....عین خرس خوابم میومد......بعد که میدیدم اینجوری نمیشه....شب بیدار میموندم انیمه و چیزای دیگه..روز بعد میرفتم سر کار.........ولی خدایی خیلی خسته شدم....و..........همین حسی که توی انیمه به شخصیت اصلی دست داد به منم دست داد....گرچه شدت کار اون لز من بیشتر بود ولی خب............
وایسا ببینم...دارم چی میگم.....ولش کن فرض کن شتر دیدی ندیدی......اصلا بخشی از زندگی نامهام رو نگفتم-_-))خیلی رفتم تو حاشیه........
خب کجا بودیم؟
آها
(این بخش واسه اینه که چیزایی که اون بالا گفتم رو دوباره به صورت خلاصه یادت بیاد....)
انیمهها چیکار میکنن؟؟میان این زندگی کارمندی رو نشون میدن و یه سری فانتزی بهش اضافه میکنن...و این نشون میده که واقعا زندگی کاری تو ژاپن..مثل بازی ماینکرفت رو حالت هاردکوره........البته که توی ایران داریم دارک سولز رو از خود بازی سختتر زندگی میکنیم..........
_1_qv71.gif)
حالا چرا اینجوریه؟
چون برای خیلی از جوونای ژاپنی (و راستش حتی بیرون از ژاپن)
زندگی کاری شبیه مرگه.......با این تفاوت که داری فقط نفس میکشی.........
تو زندهای، ولی زندگی نمیکنی.
نفس میکشی، ولی حس نمیکنی.
(عجب چیزی گفتم)
برای همین انیمهها میان یه تصویر فانتزی خلق میکنن،
که توش پایان دنیا یعنی شروع زندگی.........
برای بار سوم-_- (اشاره به پست قبلی)
حالا
وقتی یه کارمند وسط زامبیها میگه :بالاخره آزاد شدم،
بدون واقعا زندگی خوشی نداشته....(منم همراهیش میکنم اگه همیچین زندگی داشته باشم)
و وقتی میخواد خوش بگذرونه وسط این آخرالزمان،
بدون تو دلش یه چیزی همیشه خالی بوده..............
خب حالا نوبت شماست
اگه به روز دیدی داری وقتت رو تلف میکنی..و به این نتیجه رسیدی که یه اخر الزمان زامبی یا حمله فضاییها یا شروع جنگ جهانی سوم بهتر از اینه که اینجوری کار کنی......بلند شو برو تو روی مدیر بگو:خب دلقک...من استفا میدم.....(فک کنم یه اشتباه تایپی داشتم اینجا)
خب نظرتون چیه؟به نظرتون همچین چیزی درسته؟تو کامنتا نظر بدید باهم بحث کنیم........

خوش اومدید به قصر انیمه ":)