قصر انیمه

سفر به جادویی از رنگ، نور و فرهنگ شرق

انیمه بکشیم ;) - قسمت ششم - طراحی چهره نیم رخ و 1/4

قسمت اول - مقدمات

قسمت دوم - اشکال

قسمت سوم - سایه زنی

قسمت چهارم - سرو صورت

قسمت پنجم- طراحی چشم

ما از کشیدن چند تا خط ساده رسیدیم به طراحی یه چهره انیمه ای و حالا میریم که بتونیم اون چهره رو تو زاویه های مختلف پیاده کنیم مثل

نیم رخ - از بغل - از اون یکی بغل و از همه زاویه ها خلاصه

قدم اول اینکه دوباره دایره اولیه رو بکشید ") دایره ای که اگه یادتون باشه با پرگار کشیده نمیشه :/

همت کنیم ناموسا

توی قسمت چهارم آموزش طراحی دایره هست .

بعد از کشیدن دایره میخوایم سراغ نیم رخ کشیدن بریم .

تقسیم بندی خطوط چشم و و دهن توی صورت با این خط وسط کنترل میشه :)

هرکجا این خط رو ببریم صورت چپ و راست میشه و و با چرخوندن اون نقطه ( چانه ) بالا و پایینش کنترل میشه .

اما اینکه فک کاراکتر نره تو باقالیا یا چشماش هم تراز به نظر بیان نیاز به تمرین داره ^_^

در واقع ما اگه بتونیم بینی رو بکشیم عمرا جهت صورتمون رو درآوریدم بقیش تناسبه ::)

درسته ! توی چهره از روبرو انیمه ها خیلی بینی ندارن اما همینکه یکم نیم رخ میشه یا بالا پایین میره تازه دماغ نمایان میشه و نقش سکان هدایت رو بدست میگیره .

برای یه نیم رخ خوب باید بدونیم که کل سر دو قسمت میشه ، یه قسمت میشه پس کله واسه پس کله زدن :/ و یه قسمت دیگه (سمت چپی ) میشه صورت . حالا اون نصفی که صورت توشه خودش سه قسمت مساوی میشه که چشم دقیقا میاد وسط دو قسمت اولی .

دقت کنید مردمک سیاه چشم کجاست ، دقیقا خطه میاد وسطش

و گوش هم میره تو نصفه ی اوون طرف صورت یعنی بعد از قسمت سوم .

دقت کنیم که چانه و فک از زیر بینی آغاز ( محل فلش های سیاه ) و تا پایان 1/3 اول میشن چانه و سپس از اونجا به گوش ها وصل میشن .

اینم تقیسم بندی

اما طراحی از زاویه های مثل این :)

به این زاویه ها میگن یک چهارم یا 1/4

یکم سخت شاید باشه ولی خیلی جذابه و به نقاشی عمق میده ^^

برای طراحیش همون دایره اولیه رو بکشیم ، بعد از اون خط وسط رو باید دیگه وسط قرار ندیم :) دقت کنید که وقتی نیم رخ طراحی میکردید خط وسط کجا بود ؟ درسته :) همون وسط ولی دیگه محلی واسه دماغ و چشم ها در دو طرفش، نبود بلکه محلی واسه گوش و تقسیم کردن پس سر بود ...

حالا همون خط رو یکم بیارید راست یا چپ ،خب :) امتداد همون خط بینی و چونه قرار میگیره و تمام :)

این نقاطه خط وسطی (خط آبی عمودی وسط دایره آبی رو میگم ) شبیه کره شده و گرد اومده پایین

اما شما ادامش بدید :) ادامش میشه تااا آخر این خط قرمز ( فلش هارو نمیگم ،خط قرمز وسط صورتش)

اگه این خط رو ادامه بدیم میشه همون قرمزه و تا آخر برید .یعنی تا هرجایی که میخواید چونه شخصیت باشه .

وقتی رسیدید به آخرش به صورت یه منحنی وصلش کنید به داره ^_^

قسمت سخت کار درواقع اون سمت طرح های 1/4 هه ، یعنی مماخ -.- خب خود دماغ راحته همون امداد خط وسط یه منحنی میکشید و میشه بینی ولی اون سمت چهره یکم تمرین میخواد ، اول یه برامدگی میاید پایین بعد همین پایین رفتن رو ملایم ادامه بدید تا گونه ، اونجا باز یه برامدگی و همینطور ملایم تا نوک چانه

از تقسیم بندی ها مشخصه که چشم ها کجا باید باشن ولی یه توصیه از من به خودمون :)

یه چشم که آزاده ولی اون یکی چشم که اون سمت صورته رو میتونید اینطوری بکشید که

وقتی بینی رو طراحی کردید ، از بالای بینی وصل کنید به ابروی شخصیت. یعنی همون اول ابرو شو اینطوری بکشیداین باعث میشه یه تناسبی اتوماتیک در بیاد :)

آدرس اموزش ویدئویی همین پست :)

محمد پنجشنبه بیست و نهم تیر ۱۴۰۲ 11:2

طراحی صحنه و دکوپاژ ( کارگردانی انیمه)

کم کم دارم یه چیزایی مینویسم که حسابی خودمو مجبور میکنه برم اطلاعات جمع کنم :/

دکوپاژ :

دکوپاژ یعنی اجزای موجود توی صحنه ما، کاراکتر ها، اشیا و موجودات یه طوری بغل هم قرار گرفته باشن که به مفهومی رو برسونن و یا ارتباطی با هم ایجاد کنن

درسته دوستان "':)

هیچ صحنه ای توی شاهکار هایی مثل قلعه هاول و نام تو الکی طراحی نشده! درسته که انیمه ها نقش های دو بعدی هستند اما همین یه عکس پر جزئیات یه دلیلی داشته که چی توش کجاست.

به این میگن دکوپاژ

دکوپاژ کردن فیلنامه :
کشیدن یه تیکه از صحنه که میخوایم
محل قرار گیری دوربین ها
صدا ها و توضیحات صحنه + دیالوگ افراد
البته ما تو انیمه سازی دوربین نداریم اما قطعا اون نما ها مثل
قصر متحرک هاول با کلی طرح و نقشه ساخته شدن ^_^

وقتی برای صحنه مون یه چینش یا قاب بندی در نظر میگیریم باید حواسمون به این جززیات باشه چون روی انتقال پیام ما اثر میذارن . ممکنه ناخواسته باعث بشه چشم ببیننده بره جایی که اصلا ما نمیخواستیم اونجا بره ! یا اینکه برعکس:| قصد ما این باشه که چشمش چیزی رو دنبال کنه اما باعث بشه که حوصلش سر بره و بزنه جلو انیمه مارو ":(

دکوپاژ های بین کاراکتر ها

یعنی هر شخصیت نسبت به شخصیت های دیگه اون محیط کجا قرار داره

توی انیمه مهم اینکه ما دقیقا میخوایم چی نشون مخاطب بدیم و بسته به اینکه چه موضوعی داره ممکنه تغییر کنه .

کی از دلایلی که انیمه یورنیم خیلی عکساش همه جا والپیپر میشه هم گرافیک خیلی عالیشه و هم چینش اجزای تصویرش تو هر صحنست :)

اینکه نور از کجا میاد ، روی چه چیزایی سایه افتاده ، چند تا درخته ، ساختمون ها کجان و جای شخصیت ها نسبت به همدیگه کجاست .

یکی از اتفاقایی که موقع دقت به این جزییات میافته اینکه تو ناخوداگاه ما معنی پیدا میکنن و حتی ممکنه مانگاکا یا کارگردان یه سری چیزا رو شانسی گذاشته باشه تو تصویر ولی یه دفعه تو ذهن ما معنی دار میشن .

مثل این سکانس که دوتا شخصیت یکیشون بالاست یکیشون پایین ،یکیشون تو نوره یکی شون تو سایه

اینم مثل همون بالایی است . نمای شهری و کمی سبزه و آسمون :)

ازین صحنه متوجه میشیم شخصیت صورتی که احتمالا شخصیت اصلیه نسبت به دعوای دوتا کاراکتر که پشت سرش هستن بی تفاوته .

دقت کنیم که یه کارگردان میتونه بسته به انیمه خودش هی این دکوپاژ هارو پیچیده بکنه و اصلا کاری کنه که یه کوزه توی صحنه هم معنی خاصی بده !

حالا یه چیز جالب که کشف کردم اینجا :)

تصور کنید نوبارا ( دختر سمت راست ) و یوجی ( پسر سمت چپ چپ ) یک سمت استاد گوجو بودند . یعنی هردوشون سمت راست باشن و فوشیگورو ( پسر ساکته مو سیاهه ) یه طرف استاد .

اون مودلی انگار قشنگ یه طرف استاد شاگرد های شر و پر سروصدا میشن و یه طرف فوشیگورو تنها و ساکت .

اون مدلی بهتر میشه یا این ؟

بعضی وقتا یه صحنه خیلی معروف میشه مثل این :)
ارن پایین یه گوشه عکسه و تایتان عظیم الچثه وسط عکس ، صورتش به سمت بیرون کادره و داره زیر چشمی به ارن نگاه میکنه که نشون بده چقدر کوچیکه :)

حالا اگه ارن دقیقا روبروی تایتان بود ، و صاف تو چشمای همدیگه زل میدن چه حسی میگرفتید ؟

احساس یه نبرد برابر نمیداد ؟ اینکه ارن هم میتونه بزنتش و داغونش کنه ؟ :)

اما وقتی اینطوریه انگار تایتان داره میره یه طرف دیگه و یه نگاه ریزی به این هم میکنه که نشون بده ارن نمیتونه تواین صحنه بزنتش و زورش نمیرسه

نمیدونم این برداشت منه شما چطور ؟ :)

شاید من دارم رائفی پور میشم :/

محمد یکشنبه بیست و پنجم تیر ۱۴۰۲ 1:28

معرفی مانگا //سانکارئا//

الان خونه خاله مامانم :/ هستم و در حالی که از حوصله سربری دارم میمیرم یه دفعه به سرم زد که یه پست واسه قصر انیمه بنویسم..
فعلا عکس نداره اما اگه عکسی ازش پیدا کنم براتون میذارم..
به محض اینکه رسیدم خونه پستش میکنم......
امیدوارم راضی باشید =]

ادامه نوشته
آلیس چان چهارشنبه بیست و یکم تیر ۱۴۰۲ 0:46

چرا من، ما نمیشه؟!

انیمه بازتابی از فرهنگ ژاپن به کل دنیاست *') سبک از انیمیشن سازی که از دهه ها قبل شروع و الان به یه چیز شناخته شده تو کل دنیا رسیده.

نشون دادن مکان های تاریخی، توریستی، شهر ها و سبک زندگی مردم در قالب طرح های بی نهایت زیبا که باعث میشه فراموش کنیم ژاپن یه زمانی نسل کشی هم میکرده :/

البته این دیگه خیلی مسخرست

اما درست شنیدید ژاپن در طول تاریخ یکی از اون خونریزا وحشیاش بوده که قدرت نظامی هیولایی داشته .

برید ادامه تا درباره یه فرهنگ مهم این سرزمین و آثارش یه چیزایی بگم :*

ادامه نوشته
محمد سه شنبه بیستم تیر ۱۴۰۲ 14:0

پلان و سکانس  در انیمه

دومین قسمت از انیمه گرافی برگشت از سینماگرافی تقدیم می‌کند "*:)

برای دیدن قسمت قبل بزنید رو این عکسه 🤏

پلان و سکانس

این اصطلاح به معنی اینکه وقتی دکمه دوربینتون رو می‌زنید، از یه چیزی فیلم میگیرید و بعد دکمه شو می‌زنید یه برداشت یا پلان نامیده میشه :)

اما توی انیمه خبری از دوربین نیست، همه چیز اینجا میاد...

استوری بورد یا تخته ای که روش صحنه هارو نقاشی میکنند
تا زمانی که داریم یه چیزی رو نگاه میکنیم و تصویر برش نخورده که بره
تصویر بعدی بهش میگن یه پلان
از مجموع چند تا پلان یه سکانس ساخته میشه و وقتی چند تا سکانس
در یک محیط مثلا پارک یا خونه گرفته میشن بهش میگن صحنه ^_^
مثل صحنه گفت و گوی شخصیت های گینتاما داخل خونه
که چند تا سکانس داره مثلا دعوای شخصیت ها یا اومدن شخصیت جدید
و این سکانس ها چند تا پلان دارن مثل همین دیالوگ گفتن ها

شباهت زیادی بین این صحنه ها و صحنه هایی سینمایی هست و از یه قانون پیروی میکنن. هر بار که داریم یه چیزی تو انیمه می‌بینیم و بعد تصویر میره رو یه چیز دیگه درواقع یه برداشت تموم و یه پلان دیگه شروع شده ^~^

حالا این پلان میتونه از هر چیزی باشه ( قسمت قبل - نماها) و اگه توی یه صحنه باشن میشن یه سکانس!

مثلا سکانس نبرد لیوای با تایتان میمونی ( که هربار میبینمش جیگرم حال میاد ^___^) از چند تا پلان تشکیل شده.

این برداشت ها سرعت اون سکانس رو به ترتیب سرعت انیمه رو مشخص میکنن.

تاحالا فکر کردین چرا یه انیمه ای مثل your name اینقدر همه چیز توش آرومه اما توی One punh من اینقدر همه سریع بکش بکش و انفجارن؟

تفاوت انیمه های اکشن و درام توی این موضوعه

ریتم و تمپو

وقتی میگن ریتم یه سکانس یا انیمه کنده یعنی پلان های طولانی داره اما پلان طولانی به تنهایی باعث کندی نمیشه، مثلا نبرد های طولانی...

اما اگه داخل اون پلان ها خود داستان آروم روایت بشه دیگه واقعا ریتم آرومه :/ مثلا یه نمای آشپزخونه رو تصور کنید، توش خیلی آروم یکی داره غذا درست میکنه، موزیک ملایم، چند ثانیه گوجه خورد میکنه، بعدش اجاق روشن میکنه و...

این نما ها و فاصله بینشون تاثیر زیادی روی داستان دارن، اگه زیادی روی یه صحنه بمونید کسل کننده و بی اثر میشه و اگه سریع ازش رد شید بازم بی اثر میشه

باید ببینیم داستانمون چطوره و چی واسش خوبه ')

محمد یکشنبه هجدهم تیر ۱۴۰۲ 10:15

کاش توی انیمه زندگی می‌کردیم...

-احساس خیلی از اوتاکو ها-

از زندگی که ازش خسته میشیم و میخوایم تو انیمه مورد علاقه مون بریم...

قبلا بیشتر و الان کمتر، ولی همیشه موقع انیمه دیدن حس تنهایی میکنم.

خسته و کوفته از مدرسه میای. مدرسه ای که یه ساختمون آجری و بتنیه، نه خبری از کلوب های مختلف هست نه حداقل لباس فرم درست حسابی، یه دم کنی تنت میکنی و تو گرمای سگی بهار میری سر کلاس معلمایی که خودشون یه نسل عقب مونده و ذلیلن که میخوام با سرکوفت زدن به تو احساس حقارتشون رو کم کنن.

زنگا کسل کننده میگذرن، اگه یه دوست صمیمیت نیاد دیگه اون روز رو باید یه گو‌شه حیات بگذرونی با خودت...

درگیر یه سری درس مسخره ای که اصلا نمیدونی کجا بدرد میخورن که زنگ آخر میشه و میری خونه، اونجام اوضاع تعریفی نداره...

سرکوفت والدین و انتظار های الکی شون فقط چون بچه عمه بزرگه رفته تجربی توام باید بری :/

وات فا#ک!

لعنتیا من هنر دوست دارم چرا آخه؟!

- خو کنار علاقت تجربی بخون :/

اعصابت بهم میریزه...

ازینکه جمعی نیست که تا شب کنارشون باشی، بخندین و برید بیرون، هرجایی! کوه، جنگل و کافه بعد برید گیم نت یا کلی عکس بگیرید...

سعی میکنی با تنهایی زیاد کنار بیای و تنها سرگرمیت تو این شهر آلوده و بدون فضای سبز میشه یه چیز...

انیمه...!

فرقی نداره یه دوستی معرفیش کرده باشه یا تو گشت و گذار اینترنت پیداش کردیم مهم اینکه دلمون میخواد ازین زندگی مسخره خلاص شیم و بریم تو یکی از جمع ها....

لبخند میزنن، خوشحالن، هیچ خبری از پول ندارم و گرونی و فامیل بازی های مسخره نیست.

کلی لحظه های شاد کنار هم هستن که ما ها نصفشم تجربه نکردیم :(

خانواده میگن این چیه! بشین درستو بخون، همون چند تا آدمی که تو مدرسه می‌شناسیم هم عشق فرار از زندان و سریال های آمریکایی ان و به انیمه میگن کارتون چینی

نه توش مسئولای بی کفایت هست نه هوای خاکی، نه قطعی برق و مشکلات خانوادگی...

ولی اینا مهم نیست

مهم اینکه

ما تنهاییم...

احساس سنگین تنهایی...

دلمون یه ماجراجویی میخواد...

برچسب‌ها: اوتاکو، انیمه، تنهایی، انزوا
محمد شنبه دهم تیر ۱۴۰۲ 15:3

معرفی نما ها و شات ها (ورژن انیمه)

خب من تابستون پارسال خودمو تو فیلمسازی فروبرده بودم و با توجه به پست (هر شاهکاری از دید همه شاهکار نیست) تصمیم گرفتم یکم دیدمون به انیمه ها حرفه ای تر بشه "')

Intro

مقدمه

توی سینما ما دوربین داریم که با قرار گیری اون توی جهت ها و زاویه های مختلف یه سری نما درست میشه، اما توی انیمیشن ها همه چیز کامبیوتریه و بخصوص انیمه که بیشتر کار با نقاشیه (توی سه بعدی ها دوربین مجازی استفاده میشه)

کارگردان با همون نقاشی هم همون نما هارو پیاد میکنه :)

این نما ها روی حس ما از اون صحنه اثر میذارن و قدرت طرح و گرافیک خدای انیمه ها باعث میشه چشمامون آلبالو انیمه ببینه و غرق شیم ^____^

بریم ادامه :)

ادامه نوشته
محمد پنجشنبه هشتم تیر ۱۴۰۲ 9:55

معرفی و توضیحاتی از انیمه فرزند ماه کامیاری

انیمه فرزند ماه کامیاری(Child of Kamiari Month)در سال 2021 در استودیو لیدن فیلمز(Liden Flims)

و به کارگردانی Takana Shirai در سینما های ژاپن منتشر شد.و در سال 2022 از طریق نتفیلکس پخش جهانی شد.

ژانر:درام،ماجراجویی

مدت زمان:99 دقیقه

امتیاز : 5.8 از 10

خواهش میکنم بیاید ادامه>>>

ادامه نوشته
کودوکوشی شنبه سوم تیر ۱۴۰۲ 11:37

هر شاهکاری، برای همه شاهکار نیست!

عنوان جدیده "':) و اون ارواحی که پستای منو قبل انتشار میخونن به نفرین کامنت ندی سوسک میبینی دچار میشن 😑😐

آلیس : (وای شت.. اومدم ببینم این عنوان خوشگل متنش چیه اینو دیدم شکه شدم😂🤣)(میدونم با من بودی.. اوکی اوکی اوکی میذارم اما انتقادی😆😑)

توی لیست بلند بالای انیمه ها همیشه آثاری هستند که محبوبیت زیادی دارن، فروش بالا، امتیاز بالا و شهرت زیاد که اغلب ازشون به خوبی یاد می‌شه و به خیلی‌هاشون شاهکار میگن!

اما بحث سلیقه ما مخاطبا جداست...

هرچی بیشتر دانش ما نسبت به هنر (سینما، نویسندگی، طراحی و موسیقی ) بیشتر میشه درکمون از انیمه ها تغییر میکنه، راحت تر میتونیم اون حس درونموم رو بیان کنیم.

مثلا مفهوم قاب بندی، رنگ آرایی و شخصیت پردازی که انیمه های میازاکی توشون خدان! 💫

اما پیش اومده که یه انیمه ای خیلی مشهور باشه ولی وقتی دیدیمش چنگی به دلمون نزده، حالا اینو تو فن بیسش بگید به کودک بودن، بچه سال بودن و هیتر بودن متهم میشید اما واقعیته

برای من اون انیمه تورادورا بود

من حقیقتا درک نکردمش :/

اول اینکه چرا شخصیت اصلی مامانشو با اسم کوچیک صدا میزد؟

آلیس: (بی ادب بود=|)

مگه احترام و ادب جزو فرهنگ ژاپن نیست؟! تو هیچ جای دنیا این مدلی نیست و این واقعا برام عجیب بود.

دوم رابطه بین تایگا و اون یارو (اسمشو درمیارن)

اینکه عاشق هم شدن درست ولی از خونه چرا فرار کردن؟ به کجا رفتن؟ مگه فیلم ترکیه؟! :/

آلیس: (هر چی مردم دوست داشتن چپوندن تو این فیلم جذب بیننده کنن-_-)

متاسفانه من این انیمه رو چهار پنج سال پیش دیدم و چیز زیادی یادم نیست اما میخوام تجربه شمارم از این مدل انیمه ها که اسمشون خیلی معروفه ولی از دید شما خوب نیستن بدونم تا این فرهنگ که لازم نیست هرچیزی که از دید بقیه شاهکاره حتما مام خوشمون بیاد جا بیافته.

با یه پست :/

یکی دیگه از این مدل تجربه ها هفت گناه کبیره بود. انیمه طولانی که به نسبت معروفم هست.

برای منی که وسواس به تمام کردن انیمه دارم عجیب بود که تا قسمت چهارم بیشتر نتونستم دووم بیارم.

فقط به یه دلیل عجیب!

منحرف بودن کاراکتر اصلی😐

آلیس : (صحنه اول قسمت اول برزرک رو دیدم،، دیگه ادامه ندادم -_-)

اول اینکه من یه سکانس از انیمه رو قبل از تماشا دیدم که توش کاراکتر های اصلی قیافه های خفنی داشتن و وقتی خود انیمه رو دیدم متوجه شدم تو اون سکانس داره میگه مردم مارو اینطوری میبینن

و چهره واقعی هفت گناه بچگونه بود.

اما منحرف بودن شخصیت اصلی، اینکه زیادی قوی بود و کارای منحرفی به ظاهر طنز با دختر پادشاه می‌کرد عجیب روی مخ من بود.

سکانس منحرفی توی گینتاما زیاده ولی اون نگاه اول من یه حس بی دفاع بودنی بهم داد که بیخیال ادامه شدم.

Bestar

بعد از دیدن بی استار حس کردم من واقعا نمیتونم انیمه رومنس و عاشقانه ببینم (هیچ وقت ازین ژانر خوشم نمیاد) اما دو سال بعدش your name یکی از بهترین تجربه های من بود!

آلیس : (من یه غلطی کردم کتاب گرگ و میش خوندم.. از اون موقع هر جا اسم عاشقانه میاد در میرم !!!)

بی استار داستان غلبه یک گرگ کم رو دستپاچه به خوی حیوانی دردندش از طریق عاشق شدن به یه خرگوش منزوی و تنهاست. دنیای بی استار شبیه زوتوپیا بود. یه سری اتفاقا باعث شد من بین دیدنش وفقه بندازم اما جذبم نکرد.

شاید گرافیک تصویریش شایدم بازم اون حس قوی ضعیف افتادن شخصیت ها

یااا اینکه من واقعا انیمه و فیلم درام نمیتونم ببینم...

تجربه های شما چیا بودن؟

محمد پنجشنبه یکم تیر ۱۴۰۲ 12:33
درباره ما
قصر انیمه خوش اومدید به قصر انیمه ":)
اینجا جامعه ای برای علاقه مندان به دنیای انیمه و مانگاست که موضوعاتی مثل :
نقد و بررسی ( از دیدگاه نویسندگان با نگارش خودمونی نه ازون قلمسه سلنبه هاش ^^ )
معرفی انیمه و مانگا
آموزش ( طراحی مانگا و بعدا شاید چیزای دیگه ! )
فکت ( درباره انیمه ها و فرهنگ ژاپن)
میم و طنز
تاپ تن
مقالات تجربه ای یا تحقیقاتی محتلف و خیلی چیزای دیگه که بچه های ابداع میکنند :":)
امیدواریم از لحظاتی که اینجا دارید لذت ببرید ")

درضمن ، قصر انیمه بی نهایت نویسنده قبول میکنه و هدفش ایجاد یه تجربه آموزنده و تعاملی بین ما، فرهنگ اوتاکو و زندگی خودمونه ^_^


سایونارا
برچسب‌ها
امکانات وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

ساخت کد موزیک

© قصر انیمه