تو این قسمت بعد از اینکه شخصیت خام ما به ماجراجویی دعوت شد و مجبور شد که یه طوری بیاد توش ، استاد اون نمایش داده میشه ، استادی که گفتیم میتونه هرکس و چیزی باشه ، لزوما یه پیرمند دانا نیست ":)
شاید با خودتون بگید این عکس مایکروویو چیه :/
اما این عکس کامال مال یه انیمست ":) انیمه اشتاین گیت ( دروازه اشتاین ) که توش این دستگاه به عنوان ماشین زمان عمل میکرد !
اغراق نکنیم 70-80 درصد جذابیت انیمه ها به کاراکتر هاشونه، مدل مو ها، لباس ها، چشمممم ها، دیالوگ ها و البته ! شخصیت پردازی ":) اونا اینقدر شخصیت پردازی شون عالی انجام میشه که هممون وقتی اوپنینگ فصل اول اتک پخش میشده رفتیم بالای تخت و احترام نظامی گذاشتیم
.
.
بگید که تنها نبودم -_-
البته این به خاطر موسیقی خفنش بوده اما اینکه وقتی مانگاکا کراش مارو میکشه و عر میزنیم ارتباط مستقیم با شخصیت پردازی اون نگون بخت داره .
به طور مثل این :|
اسپندام یکی از شخصیت های منفی وان پیس هستش که خودخواه و مغروره
این کاراکتر هربلایی سرش بیاد ذره ای برامون اهمیت نداره
اما این !
این هر بلایی سرش بیاد با پوست و گوشت خونمون لذت رو احساس مکنیم ^__^ اصلا انگار وسط تابستون بهت میلک شیک مجانی بدن!
ولی این !
واقعا چطوری تصور میکنید بلایی سرش بیاد :/ برو خجالت بکش حاجی برگرد به اتاقت و به سقف خیره شو !
^*@________@*^
به این میگن اعجاز شخصیت پردازی ":) وقتی کاراکتر هایی خلق میکنیم که چند بعدی هستند، یعنی احساس دارند ، یاد میگیرن و شکست میخورن باعث میشه باهاشون احساس همزاد پنداری کنیم. خودمون رو بذاریم جای طرف ":) به طور مثال کاراکتر ارن از اتک آن تایتان !
شخصیتی که در فصل های اول یک بچه سال، نق نقو و جو گیر تشریف داشت در فصل های آخر کارایی مکرد که نصفمون میگفتیم هوووییی چه غلطی میکنی بچه سال! و نصف دیگه مون میگفتیم بابا ایووول مشتی ^_& .
مسیری وجود داره درشخصیت پردازی که بهش میگن "hero's journey " یا مسیر قهرمان . جایی که شخصیت ما از یه گلابی که چپ رو از راست تشخیص نمیده تبدیل میشه به هلو ^-^ و این مسیر بسی سخت، دشوار و با کمک انیمه ، خیلی تاثیر گذار تره ":) آرت انیمه ها اینجا خیلی کمک میکنه ،جادوی رنگ و نور و انیمیت زیباشون باعث میشه تو هر چیزی اغراق صورت بگیره ، مثل همون صحنه های درد کشیدن کاراکتر ها که با خودمون میگیم پشمامم چه زجری میکشههه
چون واقعا وقتی همه اعضای خانوادت بمیرن بعد کارتو از دست بدی بعد فضایی ها حمله کنن اصلا آدم هنگ میکنه :/
در قدم اول اتفاقی میافته که شخصیت ما درگیر اون میشه، این اتفاق میتونه هر چیزی باشه مثل پیدا شدن یک شی عجیب تو زندگیش، قدم بعدی اون شخص سعی میکنه امتناع کنه و بچه خوبی باشه اما یه چیزی نمیذاره که بچه خوبی باشه . اون چیز میتونه یه محرک باشه مثل یه پیرمرد جادوگر که خرش میکنه یا یه انگیزه که اونو وادار میکنه که بره تو دل داستان
چند تا مثال ازین عامل ها که باعث میشن شخصیت اول بره تو ماجرا 1- انگل که تو انیمه انگل " قاعده کلی " وارد میزبان میشه و باهم به چالش هایی میخورن .... 2- گوجو ساتورو که یوجی رو پیدا میکنه و مانع اعدامش میشه تا آموزشش بده 3- این تایتان که مادر ارن رو میخوره و چشمه انتقام رو توش روشن میکنه
گاهی عامل حرکت یه شخص یا موجود نیست میتونه جنگ ، انگیزه برای رسیدن و بدست آوردن یا یک شرایط باشه :)
شما چه عامل هایی میشناسید که شخصیت رو وادار میکنن بره تو داستان
به شخصه یه مورد جالبش رو که دیدم سایتاما تو انیمه مرد تک مشتیه
خوش اومدید به قصر انیمه ":) اینجا جامعه ای برای علاقه مندان به دنیای انیمه و مانگاست که موضوعاتی مثل : نقد و بررسی ( از دیدگاه نویسندگان با نگارش خودمونی نه ازون قلمسه سلنبه هاش ^^ ) معرفی انیمه و مانگا آموزش ( طراحی مانگا و بعدا شاید چیزای دیگه ! ) فکت ( درباره انیمه ها و فرهنگ ژاپن) میم و طنز تاپ تن مقالات تجربه ای یا تحقیقاتی محتلف و خیلی چیزای دیگه که بچه های ابداع میکنند :":) امیدواریم از لحظاتی که اینجا دارید لذت ببرید ")
درضمن ، قصر انیمه بی نهایت نویسنده قبول میکنه و هدفش ایجاد یه تجربه آموزنده و تعاملی بین ما، فرهنگ اوتاکو و زندگی خودمونه ^_^