قصر انیمه

سفر به جادویی از رنگ، نور و فرهنگ شرق

گره، پیچ، دور برگردن!

همین اول بسم الله یه تشکر ویژه کنم از ستایش چان که هر پستی رو می خونه کامنت می ده:)

شما هم برای سلامتیش نفری سه تا صلوات محمدی پسند بفرستید.

فرستادید؟

(نه واقعا فرستادید؟)

احتمالا بعد از دیدن عنوان انتظار نداشتید که این پست این طوری شروع بشه:/ ولش کنین اصلا، می ریم سر پست:

اولین سالی که کلاس فیلم نامه نویسی می رفتم یه خانم منتظری ای داشتیم که همه چیز و به زیون ساده برامون توضیح می داد و نصف اصطلاحاتی که من تو این پست نوشتم توسط ایشون ابداع شدند و کلا بگم که فقط مفهوم پست دانش سینماست، توقع نداشته باشید عین آدم براتون مطلب علمی سینمایی توضیح بدم!

ادامه نوشته
مریم سه شنبه سی ام آبان ۱۴۰۲ 16:22

علت کیفیت پایین قسمت جدید جوجیتسوکایسن

خب قسمت جدید جوجوتسو کایسن اومد و کامنت ها بر این موضوع بودن که این چه آرت مضخرفیه ؟!

آیا ماپا پولش کم اومده و ارزون کار کرده ؟! آیا این یه آرت جدیده و باید خوشحال باشیم ؟

قسمت 17 فصل 2 جوجوتسوکایسن 2023
تو کامنت های اینستاگرام دیدم خیلیا میگن سایه ها حذف شده
تا صحنه های اکشن قشنگ تر بشن

خب اول بریم سراغ جوجوتسو کایسن ، قسمت 17 فصل دوم که اومد بعضیا لذت بردن بعضیام گفتن این گرافیکش یکم آبدوخیاری نشده ؟! خیلی از رسانه و یوتیوبر ها که انیمه کار میکنن اومدن دفاع کردن که نه بابا احمقا این آرت جدیده ، من شنیدم که واقعا یه رسانه به مخاطب ها توهینم کرده -.-

از زمان شروع فصل دوم NDA MAPA ( توافق نامه کارمندان که اطلاعات رو افشا نکنن) یه چیزایی ازش درز کرد که ماپا تحت فشار کاریه و انیماتور ها داره باباشون درمیاد اونجا . درسته که اتک بالاخره تموم شد اما این تغییر آرت رو توضیح میده :) .

تاحالا دیدین انیمه ی سریالی وسط پخش گرافیکش رو تغییر بده ؟! منظورم فصل جدید نیستا منظورم وسط فصله !

انیمیت و گرافیک این قسمت اونقدر تباه نبود و خوب درومد ولی یکی از انیماتور های اضطراری پستی منتشر کرد و نوشت من سر ساختن این قسمت بودم و چیزی که پخش شده 30 درصدش کامل شده بود ، کمبود زمان باعث شد اینطوری بشه .

ایشون یه انیماتور فریلنسر هستن که یعنی به صورت پروژه ای کار میکنن
کارش اصلاح بعضی از صحنه ها و یا ساختن صحنه های اضطراریه وقتی
وقت نیست براشون .
رزومه کاری شون رو میتونیدتو تویتر ببینید »)

این فکر کنم اولین اخبار انیمه ای بود که کار کردم ":) به نظرتون چطوره ؟

محمد شنبه بیست و هفتم آبان ۱۴۰۲ 12:51

شلوار کردی توی انیمه ها :|

آلیس چان عامل به وجود اومدن این پسته و البته کنجکاوی من :/

واقعا چطوری ؟!

آیا کردستان در گذشته جزئی از ژاپن بوده ؟!

آیا ژاپنی ها در سفرشان به کردستان این کشف رو انجام دادن ؟

چه توطئه ای درکار است ؟!

بعد تحقیقات فراوان و سرچ کردن میان انبوه شلوار های ژاپنی کم کم دیگه داشتم میرسیدم به تاریخچه شلوار تا اینکه فهمیدم اینا از کجا اومدن .

تو انیمه ها از دراگون بال بگیر تا همین جوجوتسو کایسن خیلیا رو با این سیس میبینید و با خودتون میگید سید این شلوار کردیا چیه ناموسا :| خب باید بگم اسم اینا هستتتت

شلوار اختراع ایرانیان بوده اما این مدل که به مدل حرمسرا مشهور شده برای
خانما بوده و تو کشور های اسلامی دوره عثمانی مشاهده شده .
تو فاز عفت و تنگ نبودن و جذب نبودن و این چیزا بودن کلا

شلوار حرمسرا :|

میدونم منم سعی کردم بفهمم این چه اسم مسمومیه ولی واقعا اسمش harem pant یا همونه که نوشته -.- . از قرار معلوم یه طراح مد فرانسوی به اسم Paul Poiret این مدل رو با الهام از مدل های مشابه تو ترکیه، هند و جنوب آسیا طراحی میکنه ، تو نقاشی های قدیمی ایرانیم نگاه کنید میبنیم که بیشتر زنونه بوده . دقیقا هم تو همین مکان ها بیشتر مد بوده واسه همین جناب پاول همین تبلیغ رو انجام داد که البته اونموقع مثل الان نبود و کلی باهاش مخالفت کردن و گفتن این بی عفتی ها چیه رواج میدی :| حالا جالبه اونموقع شلوار زنونه مد نبود اصن .

خلاصه انموقع معرفی کرد ولی سال 1980 دوباره به عنوان مد برگشت اما دیگه اسمش اون معنی رو نمیده و مردونه زنونه داره

و اما چرا تو مانگا شخصیت های مبارز ازینا دارن ؟!

خب ^_^ همون طور که تابلوهه 1980 این شلوارا با اسم Bontan (بونتان) بین جوانان ژآپن رایج میشه ودرست حدس زدید! دقیقا همون کاربرد شلوار کردی اینجا رو داره و گنگ میاره :) به خاطر همینه که شخصیت های دعوایی مثل گتو تو فصل دوم جوجوتسو (که سنش جوون تره ) بوتان داره ! و تمام شخصیت های توکیو ریونجرز ^_^

بعد ها به خاطر اینکه راحتن و با جفتک انداختن جرر نمیخورن تو مدل های مختلف برای همه موجود شدن ، به همین دلیله که تو مانگا های مبارزه ای مانگاکا سراغ این مدل شلوار ها میره چون هم تو حرکت های مختلف راحتن هم اینکه گنگشون بالاست :) - شلوار بگی، مچ دار، سنبادی و...

خداوکیلی تو سطح اینترنت کسی رودارید یه روز کامل نشسته درباره شلوار کردی تحقیق کرده باشه :|

یه خسته نباشید بگید 😂

اگه من چیزی رو اشتباه گفتم حتما بگید که اصلاح کنم واقعا سرچ کردنم خوب نیست خیلی

محمد جمعه بیست و ششم آبان ۱۴۰۲ 20:0

دلیل زندگی p2

کنیچیوا :) (وی را بسی جو گرفته ست، شما ادامه مطلب را بخوانید)

ممنون از همه ی نقدایی که کرده بودید ^-^ این دفعه می خوام بیشتر سعی کنم و بهتر بنویسم! به هر حال بریم سر پارت دوم که این دفعه از زبون تاکاشیه:

به پسره ی بستنی تو دهن نگاه کردم و گفتم:«آره ، یه چیز خاکستری دیدم از دور، چطور؟»

پسره می خواست حرف بزنه که خانم اویاما نذاشت و زود تر گفت:« بسه دیگه! چقد حرف می زنید اصلا وقت نداریم بعد اینا دارن حرف می زنن! هایاکو، تو کار این پسره رو راه بنداز، ایزومی تو هم بیا بریم به بقیه ی کارا برسیم!» بعد هم راه افتاد و پسری که تا حالا حرف نزده بود هم دنبالش رفت.

هایاکو (پسره ی بستنی تو دهن) ازم پرسید:« بچه...»

  • تاکاشیم .

گفت:« خوب تا کاشی، کسی رو تو توکیو داری؟»

گفتم:«نه فامیلی نداریم.»

گفت:« خب پس همین جا باش تا برم ببینم خوابگاه خالی داریم که موقتا توش بمونی؟»

هایاکو که رفت یهو همه جا به طرز عجیبی ساکت شد و سعی کردم اتفاقایی که افتاده بود رو هضم کنم، صدای شلیک، شکستن شیشه، بابا و مامان، منفجر شدن خونه...

و گریم گرفت، حالا دیگه واقعا تنها شده بودم، دیگه هیچ کس رو نداشتم، اینکه دیگه هیچ کس جز خودت تو رو نشناسه حس وحشتناکیه، اگر من همین الآن می مردم حتی کسی نبود که سر قبرم بیاد، دیگه من هیچ کسی رو نداشتم که بهش تکیه کنم....

گریه کردم. چند دقیقه بی وقفه گریه کردم. و بعد یاد حرف خانم اویاما افتادم که گفته بود گریه نکن، اگر مادرم هم الآن اینجا بود احتمالا می گفت گریه کردن شاید تو رو آروم کنه اما هیچ چیز رو تغییر نمی ده. نفس عمیقی کشیدم، دستم رو مشت کردم و تصمیمم رو گرفتم: من انتقام پدر و مادرم رو هرجور شده می گیرم، قاتلشون رو تیکه تیکه می کنم و بعد هر چقدر که دلم خواست اشک می ریزم.

از زبون هایاکو:

نمی خواستم تاکاشی رو تنها بذارم تا خیلی به نبودن پدر و مادرش فکر نکنه و اذیت نشه، اما پیدا کردن خوابگاه بیشتر از چیزی که فکر می کردم وقت برد. برای همین رفتم بستنی هم گرفتم که خوشحال بشه. ولی وقتی برگشتم دیدم که آرومه، تعجب کردم. قبل از اینکه چیزی بگم، پرسید:« می گم هایاکو، چطوری می تونیم عضو واحد ویژه ی پلیس بشیم؟» گفتم:« خب... اول باید یه افسر مافوق تاییدت کنه، بعد هم دو سال کار آموزی میگذرونی، بعد هم دیگه عضو می شی، چطور مگه؟» گفت:«من می خوام کارآموز واحد ویژه ی پلیس بشم! می تونم؟»

خیلی جا خوردم، ولی به هر حال خیلی از بچه هایی که باهاشون سر و کار دارم اینا رو می گن، بعدش هم جا می زنن می رن. گفتم:« سخت تر از چیزیه که فکرشو می کنی، هر لحظه ممکنه بمیری و حتی اگر کار بزرگی هم انجام بدی کسی ازت تشکر نمی کنه چون کار واحد ویژه مخفیه،تازه ممکنه اچ تی آی بگیره شکنجت کنه، باید در عرض یک ماه مبارزه کردن با اسلحه رو یاد بگیری و کلی بدبختی دیگه، تو که دلیلی نداری، چرا می خوای عضو شی؟»

تاکاشی گفت:« دلیل دارم! وقتی انگیزت قوی باشه می تونه هر مشکلی رو حل کنه، تازه من الآن جز گرفتن انتقام پدر مادرم دلیل دیگه ای برای زنده موندن ندارم، پس چرا قبل از تلاش کردن نا امید شم؟» سر تکون دادم. انتظار نداشتم انقدر مصمم باشه. شاید واقعا تونست کمکمون کنه؟

از زبون تاکاشی:

هایاکو سر تکون داد و به یه نفر تلفن زد، دو سه دقیقه با اون طرف حرف زد و بعد گفت:« کار آموز شدی، اویاما سنپای گفت می تونی بیای واحد ما، بیا خوابگاه واحدو نشونت بدم!» هنگ کردم:« ها؟؟؟ به همین زودی همه چی درست شد؟ کارای اداریش و اینا چی؟» هایاکو گفت:« فعلا همین کهخانم اویاما تاییدت کرده کافیه. انقدر کمبود نیرو داریم که پلیس تصمیم گرفته از هر درخواست عضویتی استقبال کنه، البته تا یه مدتی اطلاعات مهمی بهت گفته نمی شه تا اگر استعفا دادی یا هر چیزی مشکلی پیش نیاد.»

چند بار پلک زدم. همه چیز انقدر سریع اتفاق افتاده بود که احساس می کردم از زمان عقب موندم. اما من به خودم قول داده بودم و باید یه جوری با همه ی این چیزا کنار میومدم، برای همین دنبال هایاکو رفتم تا خوابگاه واحدشون رو ببینم. توی راه هایاکو بستنی هایی که گرفته بود رو در آورد و شروع کردیم به بستنی خوردن. ازش پرسیدم:« راستی چرا خاکستری بودن طرف واست مهم بود؟» گفت:«خوب یکی از تروریستای اچ تی آی هست که با هودی خاکستریش معروفه.در حقیقت یکی از بهترین تروریستا شونه. من کلا یه بار دیدمش یه دختره ست که فکر کنم همسن خودمونه. آلان که گفتی احتمال دادم کار اون باشه، چون کسی دیگه ای رو نمیشناسیم که با همچین سرعتی هم ترور کنه هم بمب گذاری!» به آسمون نگاه کردم. یه دختر؟

اگر اون خوب بود، پس منم انقدر خوب می شدم که انتقامم رو ازش بگیرم، انگشتام رو به چوب بستنی فشار دادم، هایاکو متوجه تغییر حالتم شد:« چیزی شده تاکاشی؟» لبخند زدم:« نه، چیزی نشده... راستی هایاکو، چرا پنج تا بستنی خریدی؟ ما که دونفریم!» خوشحال شد، انگار هر وقت به بستنی فکر می کرد خوشحال می شد،گفت:« اینا برای امشب خودمن که تو خوابگاه بی کار نباشم!» هان؟ این همه بستنی واسه ی چند ساعت؟ پرسیدم:« واقا می تونی این همه بستنی رو بخوری؟» سر تکون داد. این همه عشق و علاقه به بستنی زیادی نیست؟ پرسیدم:« چرا انقدر بستنی رو دوست داری؟» هایاکو یک کمی جا خورد، جواب داد:« بستنی دوست دارم... خب آره دوست دارم دیگه! همینطوری بی دلیل!» پرسیدم:« چیزی شده؟» دوباره برگشت به همون مود شاد و پرانرژیش، گفت:« نه، فقط اولین بار بود کسی ازم این سوالو می پرسید.» بستنیم رو لیس زدم و ترجیح دادم حرف هایاکو رو باور کنم...

چه طولانی شد، دستم شکست :)

اگر دوست داشتین، کامنت بدین منم انرژی بگیرم. اگرم دوست نداشتین باز کامنت بدید و نقد کنید که پستام رو بهتر کنم. کسی هم اگر ایده ای برای ادامش داره تو کامنتا بگه که استفاده کنیم.

خلاصه کلا در هر شرایطی کامنت بدید، باشد که رستگار شوید:)

مریم سه شنبه بیست و سوم آبان ۱۴۰۲ 19:20

خلاقیت تو تبلیغ انیمه

ازونجایی که میدونید ساختن یه انیمه همچین کار ارزونی نیست باید بدونید تبلیغاتشم چیز ارزونی نیست !

کلا ارزون نیست :|

هر محصولی که تولید بشه چه رسانه ای باشه چه واگعی یا کیک باید براش تبلیغ بشه و این تبلیغات روش های مختلفی دارن . تواین پست روش هایی که استدیو ها برای تبلیغ انیمه شون انتخاب کردن رو مشاهده خواهـــــــیم کرد .

جوجیتسو کایسن - شیبویا

خب ، جوجوتسو کایسن تو توکیو جریان داره و آرک شیبویا هم تو ایستگاه مترو شیبویاست . پس سازنده دقیقا اومدن همونجا، تو همون مکان تبلیغات روانجام دادن ":)

خیلی از انیمه ها تو خود ژاپن داستانشون جریان داره و تبلیغات محیطی خیلی تاثیر خوبی میذارن واسه اون انیمه :)

پوکمون - همه جا !

نیتندو یه قرارداد با شرکت هوایی نیپون پست که کلا توش یه هواپیما و
طرح های داخل و حتی خدمش شکل پوکمون بشن .

سازنده انیمه معروف و طولانی پوکمون که بازی ها و حتی فیلم سینمایی هم داره چیزی نیست جز نینتندو !_! ابر سو پر شرکتی که بعید نیست تبلیغات بزرگم انجام بده .

اونا کمپین های بزگر میذارن و مثلا یه هواپیما رو کلا پوکمونی میکنن . حتی توش از میز و صندلی بگیر تا عروسک و خیلی چیزای دیگه رو شکل انیمه شون درمیارن و کار به اینجا نمیکشه

شرکت نیپین ایرویز ( خدمات هوایی نیپون) اتاق پوکمونی هم بهتون میده تازه که توش کارت هاشون، عروسک ها و دکور و خلاصه قشنگ پوکمون وارد مغزتون بشه

البته واضحه کل این انیمه وتبلیغات برای کودکانه

متروی ما تبلیغ همراه اول و تبرک داره مال اونا کاراگاه کونان :|

تبلیغات ویدئویی مای هیرو آکادمی

دقیقا همونجایی که جوجیتسوکایسن تبلیغ کرد انیمه های دیگم گاهی میان تبلیغ میکنن ولی مال مای هیرو ویدئویی بود . به این صورت که نقل قول ها و دیالوگ های شخصیت منفی رو روی صفحه نمایش نشون میداد که خب اون زمان جدید بود واقعا این حرکت :)

مثل همین کاری که جوجیتسو زد ولی خب جوجیتسو باحالیش این بود که وقایع دارن همونجا اتفاق میافتن . این یه حس هیجانی داره

خلاقیت نتفلیکس تو تبلیغ انیمه هاش

اگه دوربین موبایل رو بگیرید سمت نوشته ها،انیمه شو میاره :)

باز ایستگاه مترو

کلا تبلیغات تو مترو جواب میده ظاهرا :| ینی بیلورد و تابلو مابلو نمیخواد هرچی میخواید توو مترو انجام بدید :)

نتفلیکس علاوه بر سریال های آبدوخیاری ناشر بعضی از انیمه های معروفم هست و خودشم بگی نگی گاهی انیمه میسازه، تو ایستگاه شینجیکو اونا اومدن نقل قول های انیمه های معروف رو گذاشتن و فقط این نبود ، وقتی با فلاش موبایل ازشون عکس میگرفتید ، اسم و صاحب اون دیالوگ رو براتون میاورد تا اگه نمیدونید مال کدوم انیمست برید نگاش کیند ")

و البته بعضی شرکتام اینکارو میکنن

البته این دیگه تبلیغ اتک آن تایتان یا لیوای نیست
این تبلیغ شوینده شده :|
خیلیم دلش بخواد از لیوای استفاده کرده

به این میگن رابطه جانوری انگلی 😂

محمد یکشنبه بیست و یکم آبان ۱۴۰۲ 14:57

چرا انیمه ها انقدر محبوبند؟

اگر چند سال پیش تو اینترنت می زدید"علت محبوبیت انیمه ها" یا یه همچین چیزی، یه مشت مطلب تحویلتون می داد در مورد اینکه چرا انیمه ها عامل تمام بدبختی های ملت هستند و چرا نباید دیدشون و ازین حرفا. خوشبختانه در حال حاضر می شه یه سایت هایی رو پیدا کرد که بی طرفانه در مورد قضاوت کرده باشند، حالا کاری ندارم، توی این پست می خوام نوآوری کنم و از دید یه اوتاکو (ولی به دور از تعصب) این قضیه رو بررسی کنم که علت محبوبیت انیمه ها چیه؟؟؟ فقط دو تا نکته رو همین اول بگم:

  1. من توی این پست انیمه رو نقد نکردم، فقط نکاتی که باعث محبوبیتش شدن رو گفتم.
  2. ایده ی یه تیکه هایی از این پست از یه پست تو وبلاگ خود یو سنپای ( اقیانوس انیمه، لینکش هست) گرفته شده.

خیلی حرف زدم، بریم سر پست:

اولین و به نظر من مهم ترین دلیل محبوبیت انیمه، تولید محتوای نو جوانه. نوجوانی یکی از حساس ترین دوره های زندگیه که احساسات توش نقش خیلی پر رنگی رو بازی می کنن و شاهکار تحسین برانگیز ژاپنیا اینه که محتوایی رو ساختن که یه تیکه مخصوص نو جوان داره. یعنی کودک و نوجوان رو (کاملا درست) دو تا دسته ی جدا با دوتا نیاز متفاوت حساب کردند. البته من می دونم که خیلی از اوتاکو ها هم بزرگسالند و همون طور که همه می دونیم خیلی از انیمه ها سینن(مخصوص بزرگسال). (ولی خودمونیم، خیلی از اوتاکو های بزرگسال هم تو نوجوانی اوتاکو شدن و بعد همین طوری اوتاکو موندن)

دومین نکته تفاوت ژانر ها تو انیمه ست. ما حداقل سی تا ژانر اصلی و فرعی تو انیمهسازی داریم و تازه انگار این کم باشه ژاپنیا با ترکیب این ژانر ها ده ها ژانر دیگه می سازن! آخه مگه بیکاری داداش؟محمد سان تو یکی از پستاش مفصل در مورد ژانر های مختلف انیمه حرف زده و منم نمی خوام وارد بحثش بشم، فقط می خوام بگم که برای هر سلیقه ای می شه چند تا انیمه پیدا کرد و این تعدد ژانر ها هم یکی از علتای محبوبیت انیمه هاست.

سومی،واقعی بودن احساسات کاراکترا. اولین چیزی که باعث شد به انیمه ها علاقه مند بشم همین بود، تو انیمه ها (اگر خوب ساخته شده باشن) چه طرفت یه بچه مدرسه ای بی استعداد و دست و پا چلفتی باشه و چه یه نابغه با قدرت ماورائی، باز احساسات طرف واقعیه. اینجا حتی دازای خونسرد و بی خیال هم بعد از مردن بهترین دوستش با عجز گریه می کنه. و کارگردان یه جوری این صحنه رو به تصویر می کشه که تو هم با دازای گریه می کنی...

و اما چهارمی که می تونه تا حدودی تاثیر بد هم داشته باشه، تخیل. اصلا در مورد خودم مثال می زنم به کسی بر نخوره، خسته و ناراحت می رم تو اتاقم. از بی کسی ها، بد بختی ها، تنهاییا، از همه چی دلم گرفته. می شینم چند قسمت از یه انیمه ای که دوستش دارم رو می بینم. بعد سرم رو تکیه می دم به دیوار و فکر می کنم چی می شد اگه تو اون انیمه زندگی می کردم؟ زندگیم باحال تر بود... این همه بدبختی رو نداشتم... و بعد آروم می شم.

می دونید، عنصر تخیل تو انیمه ها، فانتزی بودن زندگی، گرافیکای خفن... این چیزا باعث شدن که خیلی هامون شده در حد چند لحظه آرزو بکنیم ای کاش تو انیمه ها بودیم. اگر این در حد "آرزو"باشه اشکالی نداره و تازه بهمون انگیزه و آرامش هم میده، اما اگه از آرزو فراتر بره مخرب می شه. چون باعث می شه از زندگی واقعی(و خب شما رو که نمی دونم، اما در مورد من تا حدود زیادی مسخره و بی خاصیتم) نا امید بشیم. پس باید حوسمون به فرق ها و مرز های رویا و حقیقت باشه.

پنجمی چیزیه که من تا حالا جایی نشنیدمش و واقعا از دید خودمه: نو آوری! ژاپنیا بعد از جنگ همه چیزشون رو دوباره از اول ساختن از جمله صنعت فیلم سازی! یعنی دیدین چقدر سرعت، گرافیک یا حتی سیر داستان های انیمه ها با بقیه محتوا های نمایی (کارتون و فیلم و اینا) فرق می کنه؟! اصلا یه چیزی که هممون مسخرش کردیم تا حالا، مثلا یوجی داره با یه نفرینه می جنگه و می خواد یه ضربه تاثیر گذار بزنه تو فرق سرش بپوکونتش، در حین زدن ضربه یهو به گذشتش فکر می کنه، تو چه بیمارستانی به دنیا اومد؟ مدیر بیمارستانه کی بود؟ همین جوری ده دقیقه از فیلم می گذره، یوجی ضربه رو می زنه، و یکی از سکانس های ماندگار فیلم هم می شه زدن همین ضربه! اصلا نو آوری اینه! بری بگردی کلی نمونه پیدا می کنی! متعص نباشید انقدر!

ششم، انگیزشی! بین همه ی انیمه ها، چه در مورد درختای باغ اصغر آقا باشه، چه در مورد نجات بشریت از دست تایتانا، یه ویژگی مشترک وجود داره: انگیزه! یعنی (حداقل شخصیت اصلی ) امیدواره و برای هدفی که داره می جنگه! و تو بیشتر انیمه ها حتی شخصیت های منفی هم تلاششون رو می کنند، یعنی من می دیدم اکوتاگاوا چجوری تلاش می کنه تا تایید دازای رو به دست بیاره انگیزه می گرفتم برای امتحان ریاضی درس بخونم و تایید معلم رو به دست بیارم! یعنی حتی اصغر آقا هم می جنگه تا به درختاش آب برسونه=) ولی جدای از شوخی خیلی از اوتاکو ها از وقتی اوتاکو شدند انگیزه ی بیشتری برای ادامه دادن پیدا کردند...

احتمالا خیلی چیز های دیگه هم هست که باید گفته بشه، ولی من دیگه واقعا چیزی به ذهنم نرسید. کسی اگه نکته ای داره که من نگفتم، تو کامنتا حتما بگه^-^

مریم جمعه نوزدهم آبان ۱۴۰۲ 18:18

انیمه ترویج همجنسگرایه؟

خب این تیتر رو من تو یکی ازین سایت های ربط دهنده خیار به شقیقه دیدم و بعد اینکه پست " چطور اوتاکو شدم " مریم رو خوندم دیدم گفتم که هنوزم راه داره ، اینکه :

یک ! چرا جایی انیمه مد میشه ملت به همیدیگه هن×تای پیشنهاد میدن ؟! :|

آلیس= بنده که دوستام میگن پیشنهاد بده من میگم گم شو بابا😅 اصلا درک نمیکنم چرا انیمه هنتای ساخته میشه تو این دنیا =/

.

دو ! انیمه واقعا انحراف خالص نیست

انیمه، انیمیشن ساخت ژاپنه که از مانگاها یا مستقل از اونها و توسط استدیو های مختلفی ساخته میشه، چند سالیه که این حوزه بخصوص بعد از اتک آن تایتان و شیطان کش خیلی بیشتر از اون دفعه که یورنیم و دراگون بال و پیکاچو و ناروتو معروفش کردن، معروف شد ، معروف ترم شده تازه به خاطر جوجوتسو جدیدا ! خلاصه که از دیرباز همیشه به عنوان یه ژانر سرگرمی مورد توجه بوده ، بعد همجنسگرایی ؟! گی ؟! خاک بر سری ؟! :|

بعضی از افراطی های دور رو برمون که ممکنه ببینیم مقاله ای درست میکنن با همین عنوان که بالا دیدید و هرچی انیمه یوری و یائویی هستش رو با این عنوان که انیمه شمارو به همجنسگرایی سوق میده میکوبن :) کلا این افراد تو هر زمینه ای سخنان گه💩ربار دارن خیلی بهشون اهمیت ندین ^_^

زانر یائویی تو 1970 تقریبا و توسط مانگاکا های زن مجله بخش زنان شونن جامپ ایجاد شد و پا گرفت و اولین مانگای یوری هم قبل تر ازون توسط نویسندگان کلاس اس پایه نهاده شد. اول یه توضیحی درباره محوبیت این دوتا ژانر بدم:

توی ژانر های محبوب انیمه با اختلاف اول شوننه بعد سینن و ژانر های بعدی شوجو ( برای دخترای نوجوان)، جوسه ( دخترای بزرگسال) زندگی روزمره و مکا هستن و حتی ژانر ورزشی هم بالاتر قرار میگیره . درواقع یوری و یائویی کم طرفدار تر اونین که به نظر میان. درامد صنعت یائویی با کل چیزاش 21 ملیارد ینه (حدود 138 هزار دلار ) - راستش دیدم به تومن خیلی شد گفتم بیخیال :|

اما ریشه این دوتا ژانر چیه ؟!

یائویی

داستان های عاشقانه بین مرد ها تاریخچش برمیگرده به سال 1900 یعنی 124 سال پیش ! زمانی که تصویرگری به اسم کاشو تاکاباتکه یه سری عکس برای مجلات طراحی میکرد که توش خانما نسبت جامعه مرد سالار ژاپن اون زمان یکم آزادی پوشش ژست های مختلف داشتن و مردا رو هم خوشگل و زنونه طراحی میکرد .

اما کشور رفت تو حالت جنگ و کشور گشایی و این بابا هم دست ازین بی عفتی ها کشید! وی را ترساندند که اگر چنین کنی تورا زندان میکنیم مرتیکه این تصاویر قبیح چیه ! تازه بین جوون ها هم طرفدار پیدا کرده بود مخصوصا دخترا

خلاصه ایشون 1962 فوت کردن ولی بعد ها چند تا رمان چاپ شد که شخصیت های همجنسگرا داشت توش مثل جنگل عاشقان و نویسندش ماری موری بود. زنی که کلا کارش همین بود . نوشتن رمان با شخصیت های همجنسگرای مرد ! و بعد از اونم دیگه یائویی رفت تو فاز مانگا

و باز هم بانوان این حوزه را بدست گرفتن و شروع کردن به تولید مانگاهایی با حوزه داستان های عاشقانه بین مردا ، جالبه که بیشترین مخاطب رو هم دخترا تشکیل میدن.

این کلمه تو طول این سال ها خیلی تغییر کرده، چیزای مختلف بهش اضافه یا ازش کم شدن و تا ده سال پیش اغلب داستان های یائویی با پایان جدایی ختم میشدن. جالبه بدونید خود کلمه یائویی به معنی " بی نقطه ، بی معنی " یه و اون زمان مسخره هم حساب میشده .

نقد هایی که به یائویی وارده چند تا چیزه

  • تصویر سازی غیر واقعی از کاراکتر ها:

درواقع چون هرچی جذابیت کاذب برای کاراکتر های زن میشناسید تو یائویی به کار برده میشه دیگه مرد توش نیست فقط یه مشت پسر زن نما رو میکنن شخصت داستان و این حتی 1990 صدای مردم رو هم درآورد

  • زن ستیزی و کمبود نقش کاراکتر دختر

این مورد قبلا خیلی زیاد بوده که اکثر داستان های یائویی شخصیت زن منفی دارن، مخصوصا مادر های خشن و بدرفتار ، به هرحال یه دلیلی واسه گرایش کاراکتر وجود داره دیگه ، این مورد خیلی ناجور بوده و جدیدا کم شده اما بهتره بدونیم جامعه ژاپن از قدیم زن ستیز بوده که اینو تو ژانر یوری میگم.

  • جا انداختن +18 :|

باز هم به خاطر زن ستیز بودنشون تو جامعه ژاپن به زنی که بهش تج×اوز شده زیاد اهمیت نمیدن یا کم اهمیته ولی تو داستان های یائویی نه تنها انجام این کار قشنگ نشون داده میشه بلکه نشانه عشق و دوستی هم حساب میشه و خیلی کم مانگاکاهایی هستن که این رابطه رو بر منبای رضایت مشترکت (هردو طرف راضی باشن ) مینویسن.

در نهایت باید بگم خیلی از این داستان ها فن فیکشن هستن، یعنی طرفدارای مثلا جوجوتسوکایسن میان از شخصیت ها داستان این مدلی مینویسن و پخش میکنن . بیشتر مخاطب اینا دخترای نوجوون هستن اونم به واسطه کنجکاوی میرن سمتش و مخاطب های بزرگسالم همونایی هستن که از نوجوونی این چیزا رو میدیدن، درکل توصیه میشه نرید سراغ این ژانر چون اغلب داستان خوبی ندارن و یه فانتزی الکی تو ذهنتون جا میندازن که واقعی نیست .

یوری

یوری اما داستانش فرق داره :)

یکم :/

سال 1913 گروه تئاتر تماما زنانه ای درست شد به اسم تاکارازوکا تا تجارت شهر هانکیو یکم به خاطر بلیطاش رونق بگیره ، این گروه نقش یا مردانه رو میداد به خانما و بیشتر مخاطب هاش خانم بودن. به نقش های مرد اوتوکویاکو میگفتن و به نقش های زن موسومیاکو

این تئاتر تو جامعه مرد سالار اون زمان باعث رونق گرفتن ادبیاتی شد به اسم ادبیات کلاس S :| آدم یاد کلاس اس تو وانپانچ من میافته. درواقع قصد جناب کوبایاشی از تاسیس این تئاتر این بود که زنا نقش مردا رو بازی کنن و بیشتر درکشون کنن که باعث بشه روابط همسر ها بهتر بشه و خلاصه فرهنگ سازی کنه :)

البته همچین که ادبیات کلاس اس قدرت گرفت و نمایش های این بابام قوی تر شد دیگه نماد فرهنگ سازی تبدیل به "چگونه ازچهار چوب های زنانه رد بشیم " و کلا شروع کرد به شکستن محدودیت های اون زمان برای خانما . فرهنگ کلاس اس درواقع دوستی بین دخترای نوجوون بود مثل دوست صمیمی و روابط عاشقانه بینشون ولی 90 درصدش برای همون دوران مدرسه بود و تمام .( طبق آمار تو سال 1911 از ده تا زن هفتاشون ازین روابط داشتن) البت این روابط اونطوری عمیق نبودن فقط درحد و عشق نه اون چیزی که فکر میکنید -.-

البته تا وقتی که مدارس دخترانه داشتیم ! چون دولت ژاپن 1936 مدارس دخترانه با پسرانه قاطی کرد و این فرهنگ کمرنگ و بعدش کلا ممنوع شد (جنگ جهانی ) در نهاییت تا سال 1990 تازه دوباره یکم احیا شد . بازهم یه سری مانگاکای زن اومدن و شروع کردن به تولید رمان ها و داستان های یوری، درباره عشق، سیاست، مسائل زندگی و تاریخی تا اون فرهنگ مرد سالاری رو بشکنن . اغلب این داستان هاهم پایانشون جدایی بود .

برخلاف یائویی که صحنه های ناجور رو خیلی تابلو نشون میده ژانر یوری اغلب صحنه نداره و کار به اونجا ها نمیکشه ، بیست سال پیش یه سری مخالفت ها برای این حوزه وجود داشت که میگفتن اینا همش انحراف و خاک برسریست اما یوری معادل همجنسگرایی زنانه یا همون لزبین هانیست .

برعکس یائویی ، یوری بیشتر روی احاساسات، دوستی عمیق و زیبایی تمرکز داره ، انیمه های کمی دراین باره هستن و اغلب مخاطب های یوری اصلا معلوم نیست کیان :/ ینی آمار دقیقش هست اما تقریبا بین زن و مرد برابره و بیشترش خانمایی با گرایش جنسی خاص هستن . یه نکته جالب اینکه یائویی معنی پوچ و چرت و پرت رو میده و معنی یوری از کلمه یوریزوکو یا گل زنبق میاد که یه جامعه همجنسگراست .

خب کلی بگم ما تاریخشونو بررسی کردیم و اینکه چرا تولید میشن خب مخاطب خاص خودشونو دارن ما شما رو به جدتون که نیستیم در حدتون اینارو به تازه اوتاکو ها معرفی نکنید *_* !!!

اگه شما ازین تجربه ها داشتین توکامنتها بگید تا بازم بیشتر آشا بشیم و فرهنگ سازی شه . انیمه چیز شیطانی نیست ولی تمام انیمه هاهم برای تمام مخاطب ها نیستن .

محمد پنجشنبه یازدهم آبان ۱۴۰۲ 10:21

باد بر می خیزد...

کدوم رو ترجیح می دی؟ اینکه طراح هواپیما نباشی یا اینکه هواپیماهایی طراحی کنی که روی سر مردم بمب می اندازند؟

باد برمی خیزد رو میازاکی در سال 2013 کارگردانی و نویسندگی کرده (مال استودیو جیبلیه) و تا ده سال بعد(امسال) هیچ کاری نکرده.تحلیل گر ها این کارش رو هزار جور تحلیل کردن ولی به نظر من میازاکی می خواسته اثری رو بسازه که حداقل اگر بهتر نه به خوبی باد بر می خیزد باشه.

حالا خود این انیمه سینمایی در مورد چیه؟ جیرو هوری کوشی (که اتفاقا همنام یکی از طراح هواپیما های ژاپنی بوده) عاشق هواپیما هاست اما بخاطر ضعف بینایی نمی تونه خلبان بشه. اولین صحنه ی فیلم خوابیه که بعد از دیدنش جیرو تصمیم می گیره طراح هواپیما بشه . بعد از یه مدت بدبختی به آرزوش می رسه اما هواپیماهایی که طراحی می کنه یکی پس از دیگری سقوط می کنن!(بذارید همین جا یه چیزی رو بگم، این فیلم وحشتناک غافل گیرتون می کنه، این دفعه قرار نیست شخصیت اصلی بعد از یکی دوتا شکست زود موفق بشه!) بعد از چند تا طراحی نا موفق جیرو دختری رو می بینه که چند سال توی یه زلزله قبل بهش کمک کرده، دختره کلی وقت دنبال جیرو بوده تا ازش تشکر کنه و بعد از یه مدت جیرو با دختره ازدواج می کنه... اون ایده های جدیدی پیدا می کنه، دوباره هواپیما طراحی می کنه و این دفعه بد از سقوط هواپیماش می فهمه که همسرش بیماری ریوی شدید داره!اون در حالی که نگران همسرشه یه طراحی دیگه می کنه که از دفعه های قبل خیلی بهتره، اما این دفعه اتفاق دردناک تری می افته، همسر جیرو که احساس کرده بوده بیماریش عاقبتی جز مرگ نخواهد داشت بدون اینکه کسی بفهمه از پیش جیرو می ره تا یا دوباره خوب و سالم برگرده یا اینکه جیرو حداقل خاطره های خوشی از اون در ذهن داشته باشه...

و دقیقا بعد از این فداکاری همسر جیرو، اون می ره تا هواپیمای ججدیدش رو آزمایش کنه و در آخرین صحنه ی انیمه ما جیرو رو می بینیم در حالی که در باد به هواپپیمایی که پرواز می کنه خیره شده....

توی این فیلم دوتا چیز برای من خیلی جالب بودن:

1- شخصیت اصلی اصلا نا امید نمی شد، این طوری نبود که افسرده و بدبخت باشه و یه شخصیت دیگه نجاتش بده. نه ، جیرو از هر شکستش درس می گرفت و نا امید نمی شد. امید واری جیرو انقدر منو تحت تاثیر قرار داد که به خودم گفتم خجالت بکش تو نصف اینم بدبختی نداری بعد انقد افسرده ای؟

2- اینجا ژاپن بهشت رویا ها نیست! تقریبا تو هر انیمه ای که دیدیم ژاپن جای قشنگ و عالی ای بوده اما این انیمه تو یکی از بد ترین دوران های ژاپن اتفاق می افته، جنگ جهانی دوم. اینجا ژاپن یه کشور عقب مونده و فقیره و ما یه صحنه هایی رو داریم که کاراکترا به ژاپن بد و بیراه می گن!

این فیلم با سوال های عمیقی که در مورد مسائل بشری مثل جنگ می کنه و احساسات صادقانه ای که به تصویر می کشه شما رو با خودش همراه می کنه، بادیدن این فیلم در حین اشک ریختن لبخند می زنید...

مریم شنبه ششم آبان ۱۴۰۲ 18:34

چجوری اوتاکو شدم؟

همون طور که از عنوان معلومه، این پست خاطره ی اوتاکو شدن خودمه...

یه سالی تو مدرسه ی ما انیمه خیلی مد شده بود، حالا تو تصور کن همه اوتاکو بودن، و من نمی دونستم انیمه چیه اصلا؟ برای همین از یه بابایی خواستم بهم انیمه معرفی کنه و بعد هم رفتم انیمه ای که گفته بود رو دیدم. یا حضرت قورمه سبزی!این دیگه چه محصول فاسدیه؟ خاک بر سر کسایی که این چیزا رو می بینن!(انیمش هنتای بود....)

من کلا روحیم اونجوری نبود که برم هیت بدم ولی دیگه از اون به بعد هر کی می گفت اوتاکو ام رابطم رو باهاش قطع می کردم و غصه ی پدر مادرش رو می خوردم که تربیت صالح شون دود هوا شده! چند ماه گذشت، تا اینکه یه روز داداشم گفت دوستاش یه انیمه ای رو تو مدرسه دیدن به اسم سگ های ولگرد بانگو و اونم می خواست ببینتش. منم بهش گفتم این همه سال وقت گذاشتم سالم تربیتت کردم حالا می خوای از این چیزا ببینی؟ برو با اون دوستای ****ات قهر کن! (اون موقع بچه بود به حرف گوش میداد.... یادش بخیر...)

ولی همین طوری تو فکر سگ های ولگرد بانگو بودم که آخه کی در مورد سگ فیلم می سازه؟(یعنی فضای ذهنی من طوری بود که خیال می کردم در مورد سگه:| ) آخرش از زور کنجکاوی رفتم قسمت اولش رو دیدم، آقا قصه ، شخصیت پردازی ، همه چی گاد بود.رفتم قسمت دومش رو دیدم... آخر فصل یک بودم دیدم داداشم هم نشسته بغل دستم داره می بینه! اولین و آخرین باری بود که سه فصل انیمه رو در عرض دو روز تموم کردم!(اون موقع تا فصل سه اومده بود)

بعد از بانگو دیگه همین طوری نشستم به انیمه دیدن و اوتاکو شدم. تو جو خانوادگی ما کلا ژاپن و کره و تولیدات شون منشا بی فرهنگی و فساد تلقی می شدند و من خیلی هیت های بدی شنیدم و می شنوم.حتی یکی دوستای اوتاکوم سر اینکه از اتک بدم میومد باهام قهر کرد!

آخه این چه فرهنگیه که خود ما هوای همدیگه رو نداریم ، خودمون به هم دیگه هیت می دیم؟؟؟

ولی با همه ی اینا خوشحالم که اوتاکو شدم، خوشحالم که دنبال علاقم رفتم، خوشحالم که هر وقت از زندگی خسته شم می تونم به دنیای انیمه ها برم، خوشحالم که با آدمایی زندگی کردم که وجود نداشتند...

تنها فرق اوتاکو ها با بقیه ی آدما علاقه شونه، یکی گیمره، یکی کیپاپره، ما هم اوتاکوییم! ممکنه که از علاقه های ما بدتون بیاد اما چرا هیت می دید؟ چرا مسخره مون می کنید؟ چرا سعی نمی کنید درک کنید؟ به هر حال این علاقه ی ماست!

مریم جمعه پنجم آبان ۱۴۰۲ 8:0

فیلمنامه نویسی انیمه ها - پارت 3

کلیک کن ^_^

تم ، پیرنگ ، تم و مضمون

تاحالا شنیدین بگن مفهوم فلان فیلم چی بود یا تم چی داشت ؟

مثلا تا میگیم تم دارک همه یاد توکیوغول و برزرک میافتن .اما اصلا تم چی هست ؟ مفهوم انیمه و فیلم رو چطوری درمیارن از توش ؟!

تم

تم نه موضوع فیلمنامه ماست، نه سبک اونه و نه ایده اولیست :| تم درواقع اون پیامیه که تو ناخوداگاه به ما میرسه ، مثلا بعد از دیدن انیمه اتک آن تایتان چه چیزی تو ناخوداگاهتون میاد ؟! چه چیزی باعث میشود که گریبان دریده و به پیج های انیمه ای برویم ، کله همدیگر رادر کامنت ها بخوریم و از اینکه ارن کار درستی کرد یا نه دفاع کنیم ؟!

ما تو طول روز ممکنه خیلی تبلیغات، انیمه ها ، فیلم ها و سریال ها رو ببینیم و هرکدوم اونها یه چیزی تو ناخودگاهمون میذارن که این همون اثر فیلمه ، اینجاست که کارگردان های بزرگ ظرافت کاری میکنن، قابشون، دیالوگ هاشون، رنگ ها و داستان رو اینقدر به هم پیوسته میسازن که اون تمش میره تو مخ ما درحالی که شاید اصلا متوجه نشیم :)

به طول مثال این یه تم میتونه باشه " خود باوری عامل نامحدودیت است "

اما کارگردان نمیاد این رو مستقیم به مخاطب بگه بلکه با اتفاقا، دیالوگ ها، صحنه و محیط انیمه بهمون منتقل میشه ، تم کمک میکنه همه داستان منسجم و یک پارچه باشه .

واسه پیداکردن تم میتونید این روش رو انجام بدید .

سه تا سوال میپرسیم از داستان

  1. 1- چی میخواد بگه ؟
  2. 2- چه کسی میخواد بگه ؟
  3. 3-چطوری میخواد بگه ؟

مضمون

اگه تم یا پیرنگ یه جمله باشن مضمون یه کلمه حساب میشه .

مضمون دقیقا اون چیزی نویسنده میخواسته نیست بلکه یه کلمه است که مثل چسب دوقلو تمام اجزای فیلم رو به هم وصل میکنه تا کارگردان خیلی راحت تر اثر رو بسازه .

اگه میخواستیم مضمون یه فیلم رو پیدا کنیم بهتره بریم تو نقطه اوجش ":) نقطه اوج همون مرحله نهاییه همونجایی که معما حل میشه، نبرد نهایی، گره گشایی داستان ! اونجا میتونیم گیرش بیاریم ^^

یه نکته اینکه اگه داستان مینویسیم بهتره مضمون رو همون اول تعیین نکنیم ، مثلا اگه مضمون داستان ما کلمه " وراثت " باشه ، ممکنه کل داستانمون اونقدر حول این موضوع نوشته بشه که دیگه شعار زده از آب دربیاد :|

محمد سه شنبه دوم آبان ۱۴۰۲ 21:20

برای شروع....

فرض کنید یه دوستی دارید که تازه اوتاکو شده یا می خواد برای اولین بار انیمه ببینه، این دوست شما میاد پیشتون می گه مریم! انیمه چی داری معرفی کنی؟ بعد تو می گی خوب چه ژانری باشه؟ بعد اون میگه فلان ژانر با یه کم از فلان! بعد تو هم می گی باشه فلان انیمه خوبه و اون یکی هم بد نیست، بعد هم اون می ره می بینه و میاد می گه به به چه انیمه های خوبی بودن مریم، دستت درد نکنه خیلی خوشم اومد! و بعد هم به راه راست هدایت شده و اوتاکو می شه.

اما منصف باشیم، این بهترین حالت مممکنه:| معمولا طرف یه ژانر کلی می گه ، مثلا ماجراجویی. بعد تو هم یه ماجراجویی اکشن شونن تحویلش می دی و اونم خوشش نمیاد، چرا؟ چون اون ماجراجویی کمدی سینن دوست داشته و خودشم نمی دونسته! آخه ژاپنیا که عین آدم ژانر نمی سازن! خوب پس با چه انیمه ای شروع کنیم ، یا چه انیمه ای رو به بقیه معرفی کنیم؟ خب، محمد سان توی یه پست مفصل در مورد انیمه هایی که خودش پیشنهاد می کنه حرف زده، ولی من اونقدر انیمه ندیدم که همچین پستی بذارم. پس در این پست می خوام در مورد یه سری باید و نباید که این جور وقتا به کار میان حرف بزنم. اولین و مهم ترینشونم اینه که

چیز بد نداشته باشه!

حتی اگر خود طرفم می گفت که از این چیزا خوشم میاد باز من توصیه می کنم این مدل انیمه ها رو معرفی نکنیم(هنتای و مثبت 18 نباشن). حتی اگر یه ذره برهنگی یا از اینا داشته باشه هم تا وقتی خود طرف مشکلی نداره بد نیست، فقط هنتای نباشه! و احتمالا همه هم می دونن چرا، پس من بحثش رو تموم می کنم. و ترسناک هم نباشه، می دونیم که اکشن با ترسناک فرق داره و اگر حتی یک ذره هم احتمال داره که طرف بترسه معرفی نکنید. بذارید خودشون برن ببینن.

سن بسی مهم است !

ببینید طرف چن سالشه؟ده؟ دوازده؟ شونزده؟ آقا یه چیزی معرفی کنید که به سنش بخوره!البته ناگفته نماند که این در همه ی موارد معیار نیست، مثلا خود من ده سالم بود بانگو رو که سیننه دیدم و خیلی هم با هاش حال کردم، منتها تا موقعی که خودش نگفته بر اساس سنش بهش معرفی کنید.

اگه خوشش نیومد بدش هم نیاد!

یه انیمه هایی هستن که معمولا تو یا عاشقشون می شی یا ازشون تنفر می شی، از اونا نباشه . یه چیزی معرفی کنید که اگه خوشش نیومد خیلی هم زده نشه.کلا از ژانرای پرطرفدار باشه بهتره. وقتی می شه یه چیزی معرفی کرد که معمولا همه دوست دارن(مثل شونن اندکی اکشن) چرا بریم ایسکای ماوراء الطبیعه شوجو معرفی کنیم؟؟؟

اتک نباشه!

اگر تو از یه نفر انیمه بخوای به احتمال نود درصد می گه اتک! آخه این چه کاریه؟ یه همچین انیمه هایی رو باید تو خودت بری ببینی تا بتونی نکات عمیقش رو بگیری(گرچه خودم از اتک متنفرم:|)! باید با دنیای انیمه آشنا باشی تا قدرشون رو بدونی! بهتره با شاهکار های معروف شروع نکنن کلا ولی دیگه خیلی گمنام هم نباشه که طرف بگه این دیگه چه چرتی بود.

توصیه ی شخصی -_-

طولانی نباشه! می دونم که خیلی از اوتاکو ها می شینن هزار قسمت انیمه می ببینن، اما به نظرم در کل (تاکید می کنم در کل) برای شروع خوب نیست چون ممکنه زده بشن. می دونم که ناروتو و گینتاما و وان پیس و اینا خیلی خوبن اما به نظرم بهترین گزینه برای شروع نیستن.

البته همه ی اینا مال اون موقعیه که شما هیچ اطلاعاتی از طرف مقابل نداشته باشید، اگر بیشتر یا کمتر بدونید دیگه با توجه به اطلاعات این مواردم تغییر می کنن. امیدوارم پست مفید بوده باشه.

مریم دوشنبه یکم آبان ۱۴۰۲ 19:2
درباره ما
قصر انیمه خوش اومدید به قصر انیمه ":)
اینجا جامعه ای برای علاقه مندان به دنیای انیمه و مانگاست که موضوعاتی مثل :
نقد و بررسی ( از دیدگاه نویسندگان با نگارش خودمونی نه ازون قلمسه سلنبه هاش ^^ )
معرفی انیمه و مانگا
آموزش ( طراحی مانگا و بعدا شاید چیزای دیگه ! )
فکت ( درباره انیمه ها و فرهنگ ژاپن)
میم و طنز
تاپ تن
مقالات تجربه ای یا تحقیقاتی محتلف و خیلی چیزای دیگه که بچه های ابداع میکنند :":)
امیدواریم از لحظاتی که اینجا دارید لذت ببرید ")

درضمن ، قصر انیمه بی نهایت نویسنده قبول میکنه و هدفش ایجاد یه تجربه آموزنده و تعاملی بین ما، فرهنگ اوتاکو و زندگی خودمونه ^_^


سایونارا
برچسب‌ها
امکانات وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

ساخت کد موزیک

© قصر انیمه