شینیچیرو واتانابه که بود و چه کرد؟
شینیچیرو واتانابه(Shinichiro Watanabe) بچه روستا بود، روستایی نزدیک شهر کیوتو به اسم آیابه. تو سال 1965 چشم به جهانی مملو از گاو گوسفند و بز و اینا باز کرد :/ کجا میخواستی وا کنه؟!
برادر در دهات همچو آهو میپرید از سر کوه
چست و چابک نرم و نازک
بقیه شو بلد نیستم :/
همین زندگی تو دشت و دمن خیلی ذهن آدمو باز میکنه و باعث میشه عین بچه شهریای دگم نباشید -.- و برادر بعد از دیدن انیمه های سلطان میازاکی مغژ ژیاد (کپی رایت کلمه در اختیار نازنین است) شد و با خودش گفت یا ابولفضلللللل البته چون اونا کانسپت بیمه حضرت ابولفضل ندارن قطعا چیز دیگه ای گفته و ما بومی سازیش کردیم. خلاصه که مثل هر بچه ای که با آثار میازاکی مغزش دیگه نمی مغزه واتانابه هم همینطوری شد!
از چیزایی دیگه مغز برادر را به جهان نامحدود و آزاد انیمیشن باز کرد دیدن آثار یوشیاکی کاواجیری و انیمیشن زیبای خفته 2 بود که بذر خلاقیت درونش جوانه زد و همینکه تحصیلاتش تموم شد گفت من باس برم توکیو!
همینطور لاتی پر کرده، تیشرت و شلوار جین به تن کرده نشست بین کلی متقاضی که با کت و شلوار آماده استخدام تو استدیو sunrise بود. شنیده بود سانرایز جاییه برای ایده پردازی های خلاقانه و خیلی دگم بازی در نمیارن و ایکی ثانیه استخدام شد :/
ینی اون تیپ معمولی شو که دیدن گفتن آها! همینه مشتی و خاکی! بیاریمش تو استدیو
و گذاشتنش مسئول تدارکات :|
دیگه درسته تیپش متفاوت بود ولی اونجا ژاپنه، پله های ترقی شتریه که رو هرکسی میخوابه -.-
به هر حال بعد از کارای پیش پا افتاده ای مثل رانندگی و اینا کم کم تونست به عنوان دستیار وایسه و تو ساختن بعضی اپیزود های انیمه های دهه 90 مثل گاندام همکاری کنه، همکاری بزرگش هم با یوشیتوشی آبه توی macross plus ova بود. این یه انیمه فضایی و تم آینده نگرانست که واناتابه تونست سبک منحصر به فردخودشو توش پیدا کنه. یعنی ترکیب موسیقی های سبک جدید و خاص با انیمیشن که باعث خلق فضا های به یاد موندنی میشن.
واتانابه دیگه اعتبار لازم رو کسب کرده بود که بهش کارای مهم بسپرن و ناگهان فرصت از راه رسید. درباره فرصت یه چیز بهتون بگم بچه ها
شما با کسب دانش و مهارت و تجربه اون توانایی دیدن فرصت هارو بدست میارید، هرچقدر که تو حرفه خودتون کار درست تر بشید و نسبت به دنیای پیرامونتون آگاه باشید تازه به این درجه میرسید که فرصت هارو ببینید ":) وگرنه اونا همیشه میان و میرن اما تا آماده نباشیم نمیتونیم ببینیمشون که بعدا تازه بدستشون بیاریم ":)
تقریبا سال 1997 شرکت باندای سفارش یه انیمه فضایی به سانرایز داد، نیت باندای هم اینبود که یه انیمه فضایی بسازید که بلکه چند تا اسباب بازی سفینه و این چیز میزا رو راحت تر بفروشیم.
ولی واتانابه!
واتانابه گفت اسباب بازی؟! انیمه فضایی؟! بشین بینیم باو الان وقت پخت و پزه!
صنعت انیمه تو دهه 90 و 2000 تو اوـــــــــــــــــــــج خودش بود. اوج که میگم نگاه به الان نکنید که سینمایی شیطان کش پرفروش ترینه یا همه شرکت ها میخوان انیمه بسازن. اون زمان از نظر هنری و فرهنگی ترکونده بود و اینطوری نبود چهار تا مانگای تابلو رو بذارن جلوشون و از روش انیمه بسازن تا مطمئن شن فروش میره ! ایده ها همه اورجینال و خفن بودن
اونقدر که خفن که کارگردان های بزرگ سینما مثل کریستوفر نولان و تارنتینو و خیلیای دیگه رسما انیمه میدیدن بعد با الهام ازون فیلم میساختن.
خلاصه همه از این ایده باندای انتظار یه اوپرای فضایی (ژانر آینده نگرانه اما کمتر برپایه علم و بیتشتر رومانتیک یا ترسناک مثل جنگ ستارگان) داشتن و کسی نمیخواست با انیمه های بزرگ اون دوران مثل آکیرا رقابت کنه ولی واتانابه ایده ها در سر داشت ":) برادر از اوایل دوران کاری و بچگیش علاقه شدیدی داشت که هر چیزی رو با هر چیز دیگه ای ترکیب کنه. مثلا ترکیب آهنگ های جاز و بلوز، شخصیت هیا الهام گرفته از دهه هفتاد و هشتاد میلادی غرب مثل آدمای معروف، بازیگرها و خواننده ها گرفته تا یه گونی انیمه و فیلم وسترن و داستان تا چیزی رو بسازه به نام "کابوی فضایی ":) "
کابوی بیباپ با آهنگسازی خفن یوکو کانو و فیلمنامه نویسی چند لایه کیکو نبوموتو تبدیل به یکی از نماد های انیمه های بزرگسال تو دنیا شد و درسته که بچگونه نبود و به خاطر همین پخشش تا قسمت 12 لغو شد ولی جند وقت بعد بقیه شو از یه ناشر دیگه ادامه دادن. انیمه به امریکا رسید و اونجام ترکوند.

اگه میخواید نظرمو کامل دربارش بدونید این پست رو دیده مزین کنید ":)
درواقع هدف واناتابه از این انیمه برخلاف انیمه های فضایی اون دوران نه جنگ های حماسی و سیاره ترکوندن بود نه یه قصه ترسناک، بلکه میخواست زندگی عادی آدم هارو تو یه محیط فضایی به تصویر بکشه و به همین دلیل شخصیت پردازی این انیمه از انیمه های دوران خودش جلو تر بود.
خلاصه دست خیلیا تو این سالاد چند سبکی آقای واناتابه بوده و حتی آهنگساز کار اول راضی نمیشد بیاد ولی بعدش نظرش عوض شد.
تو کار بعدیشم برادر همین فرمول رو رفت.
ینی ترکیب کردن چیزایی عجیب و بی ربط با همدیگه
سامورایی چامپلو
تو این انیمه به جای رفتن سراغ فرهنگ غرب برادر سراغ فرهنگ محل خودشون رفت و اونو با موسیقی هیپ هاپ ترکیب کرد. البته قبلش استدیو سانرایز رو ترک کرد تا مستقل تر کار کنه و محض احتیاط دوباره مثل قبل انیمه شو وسط پخش به خاطر بزرگسالانه بودن یا اینکه ناشر خوشش نیومد کنسل نکنن -.-
سامورایی چامپلو رو هم دیدم و دربارش اینجا نوشتم دوست داشتید بخونید ":)
این یکی انیمه تو دوره ادو و تو شهر ادو (توکیو الان) جریان داره و هر قسمتش یه داستان مستقل داره اما مثل کابوی بیباپ یه داستان کلی و بزرگ هم هست و اون پیدا کردن سامورایی گل آفتاب گردون توسط سه تا آدم کاملا متفاوته که اتفاقی به تور هم خوردن. اینجا هم شخصیت پردازی خیلی خفن و رشد و تغییر رو میشد دید و در کنارش اکشن بســــــــــیار تند و تیز و عالی! واقعا فایت هیا باحالی داشت.
ارجاعات فرهنگی این انیمه هم خیلی جالب بود و من دراوردی بود! از ترکیب ریتم موسیقی غربی با فرهنگ شرقی تا کمدی هاش که باعث شد اینم موفق شه.
من فکر میکردم برادر کلا سه تا انیمه ساخته ولی الان کارنامه شو دیدم فهمیدم خیلی پرکار تر بود و من جاهلی بیش نبودم -.-
انیمه Animatrix: Kid's Story
اگه فیلم ماتریکس رو دیده باشید کاملا منطقیه که رد پای شینیچیرو تو انیمش باشه، یه داستانیه که تو دنیای فیلم اتفاق میافته و زیر مجموعه انیمه های Animatrix هست که 9 قسمت با داستان های جداگانه ولی مربوط به یک جهان هستن و توسط کارگردان های مختلفی ساخته شدن که این یکی رو واتانابه کارگردانی کرد.
Kids on the Slope

بعد از چند سال مشارکت تو پروژ های مختلف، دوباره برادر زد به ساختن یه انیمه جدید و اینبار با استدیو ماپا و Tezuka Productions اومد یه مانگا درباره موسیقی جاز پیدا کرد. دیگه جاز و کابوی بیباپ این صوبتا ":)
با دوست قدیمی از دوران کابوی فضایی یعنی یوکو کانو دست به شست همدیگه دادن تا یه انیمه مدرسه ای موزیکال رومانتیک بسازن!
Space☆Dandy

واتانابه دیگه اینجا با خودش گفت چه کاریه اصن، آقا اون گوشی منو بیارید! زنگ زد به هرچی کاگردان و انیماتوری که دوست داشته باهاشون کار کنه و گفت بیاید گروهی یه انیمه کمدی بسازیم. نتیجه شد اسپس دندی *) انیمه ای شبیه به Cowboy Bebop اما کمدی تر و فان تر که خب معلومه قرار نیست جهانسازی و یک پارچه بودن کابوی بیباپ رو توش ببینیم چون دست تو کار زیاده ولی بازم نشون داد از ساخت آش شله غلمکار هیچ ترسی نداره.
CAROLE & TUESDAY

بازم یه اثر موزیکال رومانتیک اما فضایی اینبار با استدیو Bones که قصه دختر پولدار مریخی رو روایت میکنه از مال و ملال خانوادگی دل میکنه و میزنه به خیابون ها تا گروه موسیقی خودشو بزنه و با یه یتیم پناهندی به اسم کارول آشنا میشه که اونم پیانیسته و باهم در صنعت بی رحم موسیقی میرن که تو جهان درب داغون تنها کاری که از دستشون برمیاد انجام بدن
ینی آهنگ بزنن :/
اونطور که نوشتن موضوع این انیمه سطحی نیست و با توجه به اینکه واتانابه با آهنگ سازان مطرح دنیا همکاری کرده کاور آهنگ های متنوعی از سبک های مختلف توشه، به مسائلی مثل مهاجرت، مسئله کپی راست و چالش های بانوان در موسیقی میپردازه و کلا عمیق وارد این مسائل میشه.
انیمه موزیکال خوشم نمیاد ولی از طرفی چیزمیزای اجتماعی دوست دارم، مرا دو دل ساختی ای واتانابه سان!
علاوه بر اینا ایشان با ریدلی اسکات (کارگردان بلید رانر) هم هکاری کرده و به سفارشش یه انیمیشن کوتاه Blade Runner Black Out 2022 رو ساخت، تو ساخت انیمیشن cyberpunk edge runner با استدیو triger همکاری کرد و بهشون مشاوره داد که راه را از چاه تشخیص دهند":)
Terror in Resonance

اینبار باز هم ترکیب سه نفره دو تا پسر یه دختر (مثل اکثر انیمه های معروفش) رو تو یه داستان درام اجتماعی گذاشت و به جای تمرکز روی شخصیت پردازی رفت سراغ روایت ":) روایت یک گروه بمب گذار و اسامی که با عدد معرفی میشن، گروهی که کل توکیو هدفشه و با طرح کردن معمای مختلف دهن پلیس رو سرویس کرده. پلیس هم که نمیتونه حل کنه و بمب ها میترکن ولی هیچکس کشته نمیشه!
این انیمه هم با همکاری ماپاست و مثل CAROLE & TUESDAY میاد به مسائل اجتماعی و ملی گرایی میپردازه و 11 قسمت داره.
Lazarus

این بار همکاری واتانابه با چاد استاهلسکی (کارگردان فیلم اکشن جان ویک) تو استدیو های MAPPA و Sola Entertainment رو داریم که بازهم تو یه داستان آینده نگرانه درسال 2049 یه دکتر یه داروی همه مرض حریف میسازه و سه سال غیب میشه ولی یکهو سروکلش پیدا میشه میگه هرکی استفاده کرده 30 روز دیگه دیگه میمیره، حالا یه گروه دور هم جمع میشن وباید دکتر رو پیدا کنن تا بشریت به عزرائیل نرفته. دکتری که راضی نمیشه دنیا رو نجات بده و جهانی که درگیر هرج ومرج میشه. این انیمه خیلی شبیه کابوی بیباپه و شخصیت هاشم شبیهن اما روی صحنه های اکشنش خیلی بیشتر مانور دادن تا اون جهان سازیو شخصیت پردازی خفن کابوی بیباپ!
درواقع کارگردان جان ویک گفته از خدامم هست که با سازنده انیمه های مورد علاقم کار کنم ^_^
یه چیز جدید که کشف کردم، به گفته واتانابه تو مصاحبش با Anime News Network همه انیمه هایی که ساخته تو یک جهان جریان دارن ":)
اما چرا تو اکثر داستان های این مرد عینک آفتابی زن سه تا شخصیت هست؟
جدا ازینکه موسیقی و شخصیت پردازی خیلی تو کارهاش مهمه و اون رشد و تغییر رو همیشه میشه دید( حداقل من دیدم :/) فرمول سه تا کاراکتر اصلی که حتما یکیش زنه و ار قضا اصلا هم با هم حال نمیکنن باعث میشه داستان اونقدر کشش داشته باشه که این سه نفر با ماجراهای بین خودشون جهان اطرافشون رو تعریف کنن. داستان هایی که واقع گرایانه هستن و باعث میشه کاراکتر های واتانابه هویت، ملیت، مذهب و حتی سلایق خاص خودشونو داشته باشن.
اما این همه ارتباطات این کارگردان از کجا میاد؟
کسی که با کلی موزیسین، کارگردان سینمای یه کشور دیگه و کلی نویسنده رابطه داره و حتی چند وقت پیش رفته بود چین تا صنعت انیمه اونارو ببینه
درواقع دایره کاری کارگردان کابوی فضایی شامل آدمای حرفه ای و با استعداده، رزومه ای که با کابوی بیباپ و سامورایی چامپلو از خودش ساخته باعث میشه هرکسی که دنبال کار هنری عمیق و خاصه به همکاری باهاش فکر کنه نه تهیه کننده های دوزاری پول خور -.-
ساختن شبکه ارتباطی از آدمای مفید، متنوع و کارآمد تو زندگیمون خیلی مهمه. میتونه فامیل، دوست یا استاد و همکار باشه و نه برپایه منفعت شخصی ":) برپایه منفعت جفتتون! و البته شما همیشه سعی کنید یکم بیشتر مایه بذارید حتی اگه قدر ندونست ولی عادت مفیدیه وقتی شما به اون فرد چیزی رو میدید که باعث پیشرفتش میشه احتمال یه رابطه مشتی مرام معرفتی بالا میره و سعی کنیم این آدما رو دورمون نگهداریم.
منظورم آدمای مفیده ها -.- نرید با هر الواط فاقد زندگی مفیدی رفاقت کنید.
خب بچه ها حتما نظرتونو بگید که چطور نوشتم و بیوگرافی خوب و آموزنده ای بود یا که جای کارداره ؟
امیدوارم خوشتون اومده باشه و خسته نشده باشید ^_^
سر این اسمش واقعا دهنم سرویس شد هر سری میدیدم اشتباهه درستش میکردم -.-
تا بعد ✨⚡✨

منابعی که ازشون کمک گرفتم:
خوش اومدید به قصر انیمه ":)