انیمه وینلند ساگا چطور بود؟

دریانوردهایی که دریا رو تا رسیدن به سرزمین افسانه ای وینلند گذروندن. سرزمینی گرم و حاصلخیز ، جایی که هیچ جنگی در کار نیست و صلح تمام حاشیه های این سرزمین رو فرا گرفته.
این همون داستانیه که تورفین جوان باهاش بزرگ شده بود. داستانی که روایت سرزمینی متضاد از زادگاهش ، روستای یخ زده ایسلند می کرد
تورفین همیشه معتقد بود که جنگ خونه اونه حتی با اینکه پدرش مدام به اون گوشزد میکرد که "تو هیچ دشمنی نداری،هیچکس دشمنی نداره و هیچکسی نیست که اسیب زدن به اون اشکالی نداشته باشه" ولی وضعیت جور دیگه ای تعریف می شد.
جنگ بین انگلستان و دانمارک هر سال داشت بدتر میشد. مرگ برای ادما تبدیل به یک اتفاق طبیعی شده بود و میدان جنگ جایگاه لذت مزدوران وایکینگ بود.
اتحاد با هر طرف باعث به وجود اومدن یه نوسان عظیمی می شد و این در حالی بود که وایکینگ ها برای دوست و پا کردن یه نام و نشون بزرگ و به چنگ اوردن ثروت های عظیم تقلا می کردن.
در بین همه اشوب ها این انیمه داستان پسر جوونی رو روایت میکنه که در مسیر انتقام از اسکلاد قاتل پدرش پیش میره مسیری که به عنوان بهشت وایکینگ ها یاد میشه
و بهشتی که چرخه جنگ و مرگ همچنان درش ادامه داره.

خب این خلاصه__ :>... میشه بهش گفت خلاصه؟حالا هرچی..این یه تعریف از فصل اول حماسه وینلنده بخوام خیلی ساده توضیح بدم کلا این انیمه راجب یه وایکینگ به اسم تورفینه که میخواد انتقام پدرش رو از یه یارویی به اسم اسکلاد رو بگیره
توی این مسیر انتقام این بچه با ادم های زیادی روبرو میشه و توی همون سن کم ادم های زیادی رو به قتل میرسونه تا بتونه به هدف انتقامش برسه.
ولی اخر سر همه چیز براش مبهم میشه

تورفین بالاخره به انتقامش میرسه.
ولی هممون شاید قبول داشته باشیم که هر چیزی یه هزینه ای داره درسته؟
و هزینه رسیدن تورفین به انتقامش "از دست دادن خودش بود" وقتی خودش رو میبینه متوجه میشه دیگه چیزی از خودش باقی نمونده و دقیقا اینجاست که داستان اصلی شروع میشه..بعد گذشت یه فصل کامل=/
کلا این انیمه جایی تموم میشه که همه اون بحث های مهم اخلاقی رو درون خودش پنهان کرده و انتظار داره بیننده اینقدر اگاه باشه که کل کیفش از دیدن جنگ و خون ریزی خلاصه نشه=/ که البته اینطوریاهم نبود چون خیلیا از این که یه دفعه انیمه از صحنه های اکشن وایکینگ ها ، انتقام و بزن و بکشو بخورها به بحث های فلسفی مثل صلح ،ازادی و انسانیت کشیده شد گلایه داشتن ._.

ولی خب همه این کشش ها برای این بود که به مخاطب فهمونده بشه که انتقام هیچ ارامشی نداره فقط باعث میشه درد و پوچی تمام وجود ادم رو بگیره. جایی که اون ادم به طرف خشونت کشیده میشه..
و خشونت؟تمام فصل اول توی همین خشونتش خلاصه میشد و این خشونت هیچ پیر و جوون و یا بچه ای نمیشناخت حتی برای یه نوجوون کم سن و سالی مثل تورفین:) جایی که گفتم "بعد از انتقام تورفین خودش رو از دست میده" دقیقا به همینجا برمیگرده. انتقام اون رو به سمت خشونت کشونده بود و خشونت باعث شد که تورفین انسانیتش رو برای یه مدت طولانی از دست بده

راستی جالبه بدونید خیلی از کاراکترها و حتی مکان های این انیمه واقعا وجود داشتن و صرفا ساخته ذهن مانگاکا نبودن:> اتفاقات این انیمه بر میگرده به قرن ۱۱ "شاید بین سال های ۱۰۰۰ و ۱۰۱۸" و سرزمین وینلند بر اساس یه سری شواهد به دست اومده واقعا وجود داره. بعضی از مورخ ها معتقدن که وینلند همون ساحل شرقی کاناداست که اون موقع توی نوشته های وایکینگ ها به عنوان سرزمین صلح یاد می شد.

شخصیت هایی مثل شاه کنوت پادشاه دانمارک و انگلستان در قرن ۱۱ ، لیف اریکسون اولین اروپایی که به امریکای شمالی رسید، تورکیل جنگجو و خدمتگذار پادشاه انگلستان و حتی شخصیت اصلی انیمه تورفین همگی وجود داشتن.

البته تورفین کم و بیش میشه گفت هم ساخته ذهنه هم واقعیه. تورفین واقعا یه شخصیت تاریخیه اون همسر گودرید و یکی از رهبرای سفر وافعی به وینلند بود. ولی شخصبت اون ادم با کاراکتر این انیمه فرق داره.

به هر حال این همه چیز نبود!و هنوز یه فصل دومی هم هست و کنار این فصل ما دو ارک باقی مونده توی مانگاهم داریم ولی ترجیح نیدم همینجا پست رو به پایان برسونم بخصوص که سه ساعت بی وقفه دارم این پست رو تایپ میکنم =/ اگه اینکار رو نمیکردم باید تموم شدنش رو میذاشتم واسه هفته بعد=--= شایدم بیشتر._.
به هر حال احتمالا این پست یه پارت ۲ هم داشته باشه پس منتظرش باشید:>
ممنون که این محتوای ناچیز رو تا اینجا خوندید و امیدوارم ازش لذت برده باشید
خوش اومدید به قصر انیمه ":)