گره، پیچ، دور برگردن!
خوب در مورد طراحی شخصیت مفصل حرف زدیم، الآن دیگه وقتشه که در مورد سیر فیلم نامه حرف بزنیم، یه فیلم نامه ی بدون هیجان و بدون اتفاق و تکراری چیزی نیست که مخاطب رو جدب کنه، تو این پست می خوایم فیلم نامه اولش فقط یه خط صافه، یعنی مثلا یه یوجی ایتادوری ای هست که داره زندگیشو می کنه.
و بعد چی؟ نویسنده به نیت مردم آزاری یه دست اندازمیندازه وسط داستان! یوجی انگشت سوکونا رو می خوره:/
دست اندازکلا به معنیه هر مانعیه که جلوی شخصیتا قرار می گیره، فرقی نمی کنه مثبت باشن یا منفی، فرعی باشن یا اصلی.(اگر اشتباه نکنم علمیش می شه گره) هر انیمه (کلا هر محصول سینمایی) می تونه صد ها و هزاران گره فرعی داشته باشه(دیگه بستگی داره نویسنده سادیسم داشته باشه یا نه:/) ولی معمولا از نظر گره اصلی یه چیزی بین این سه تاست:
- یه گره اصلی داره(یعنی کلا یه مشکل بزرگ داره که هدف اصلی حل شدن اونه، مثالاشم که همه احتمالا بلدیم).
- دو تا گره اصلی داره. یعنی شروع نشده کارگردان یه بلای آسمانی نازل می کنه، یه نیم ساعت می گذره، تو تازه می خوای نفس راحت بکشی که قضیه حل شده، یهو یه مصیبت بزرگتری نازل می شه و دوباره روز از و روزی از نو:) (معمولا این سبک برای انیمه های سینمایی استفاده می شه و بهترین مثالاشم کارای میازاکی ان)
- گره های سریالی. یعنی یک مشکل اصلی وجود داره اما هر قسمت(یا هر چند قسمت یکبار) یه مشکل پیش میاد که دوباره چند قسمت درگیرشن و بعد حل می شه. مثلا جوجوتسو.(این سبک کلا مال سریالی هاست)
اما گره به تنهایی برای کافی نیست، دست انداز ها کارو جذاب می کنن، ولی غافل گیرانه نه.پیچ ها داستان رو غافل گیرانه می کنن.
پیچ چیه؟(شرمنده":) نمی دونم تو دانش سینما چی بهش می گن، ما همیشه همینو می گفتیم آخه - خجالت کشیدن- ) پیچ یعنی یه چیزی که مخاطب انتظارشو نداره! حالا می خوای یهو فضای داستان رو تغییر بده، می خوای یهو یه شخصیت منفی رو مثبت کن یا برعکس(تغییر ساید شخصیت ها) ، اصلا می خوای بزن شخصیت اصلیو و رفقاشو قیمه قیمه کن! کلا دست نویسنده تو این زمینه بازه:)
ایسایاما هم دیگه این هنرو به کمال رسونده و ثابت کرده برای غافل گیر کردن مخاطب از هیچ کاری پرهیز نمی کنه!
فکر کردین قضیه تموم شد؟ نه، اگه نویسنده بخواد تازه می تونه این دوتا رو باهم ترکیب هم کنه! می شه دور برگردون،(شما هم حس آموزش راهنمایی رانندگی گرفتید یا فقط خودمم؟)
یعنی یه مانعی که غافل گیر کننده هم هست.مثلا یهو یه ماموریت می افته به شخصیت اصلی که باید بره یه کشوری، ولی از قضا رفتن به اون کشوره مانع از موفقیت شخصیت اصلیه و مثلا جلوی رسیدن شخصیت اصلی به هدف اصلیش رو می گیره. حالا فرض کنید اون کشوره یه جایی باشه که شما اصلا انتظار ندارید و به همین ترتیب یک دور برگردون ساخته می شه.
اما مثلا اینکه دوست شخصیت اصلی بهش پشت کنه و اطلاعات مهمیو هم بده به دست دشمناش دیگه دور برگردون نیست. دشمن شدن دوست شخصیت اصلی یه پیچه و دادن اون اطلاعاته یه گرهه و اینا کاملا از هم جدان.
خب به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی ست:)
کیا این پستو فهمیدن؟
فهمیدین تو کامنتا بگین چون متاسفانه خودم نفهمیدم چی گفتم:))))
خوش اومدید به قصر انیمه ":)