انیمه Chainsaw Man – The Movie: Reze Arc | مخور فریب عشق
نقد و نگاهی به Chainsaw Man – The Movie: Reze Arc
دنیای چینساومن جهان تقابل بین اهریمن ها و انسان هاست، دنیایی که نه صرفا جبهه نبرد خیر و شر بلکه به ارتباط عمیق بین اهریمن ها و نفرین ها با زندگی مردم و شکارچیانشون میپردازه، بر طبق عقاید ژاپن و مثل باقی انیمه هایی مثل جوجوتسو کایسن اهریمن ها از تغذیه باور های انسان بوجود میان و بین ما زندگی میکنن. مفاهیم معناداری مثل خیانت، اسلحه، بمب، چاقو و ارره بسته به کلمه و میزان باری که دارن شکل جسمانی به خودشون میگیرن و روی زندگی ما اثر میذارن.
تو جهان چینساومن شکارچیان با این اهریمن ها مبارزه میکنن، باهاشون قرداد میبندن یا حتی دوست میشن که نشون میده دنیاش جای زیادی برای تعریف قصه های مختلف داره.
منتهی اونقدر دقیق و بی نقص نیست.
سینمایی چینساومن به داستان دنجی میپردازه، جوان بدبختی که یه اهریمن ارره برقی بامزه رو تنها دوست خودش میدونست و با پیوند بهش طی یک حادثه دردناک افتاد دست ماکیما :) دنجی 16 ساله فاقد هر آرمان گرایی و هدفی مثل یه بچه 5 ساله درحال کشف جهان پیرامون خودشه. کسی که به خاطر تنهایی زندگی کردن و شرایط شبیه به قحطی که داشت نتونست عشق، احساس تعلق و روابط اجتماعی رو تجربه کنه. حتی تفکیک خوب از بد، پاداش یا بهتر از بدتر رو هم بلد نیست! کاملا مثل یه کودک خردساله که با آب نبات میشه خرش کرد.
البته دنجی رو با چیزی فراتر از آب نبات خر میکنن :/
خیییلی فراتر -.-
من اولش فکر میکردم داستان فیلم و این ادیت رزه که همه جا پخش شده قراره داستان از دست دادن عشق و تراژدی باشه بعد دیدم نههه باو قصه قصه رکب زدن و حیله های زنانست. نکته جالب اینکه با وجود اینکه دنجی رسما کودکه از نظر ذهنی ولی چالش هاش، اهداف ساده و بعضا زشتی که براشون تلاش میکنه اونقدر دور نیستن که مخاطب فکر کنه این بابا انسان نیست.
البته انسان نیست دیگه ولی شخصیت انسانی داره
رزه با شناخت همین بچه ساده میاد که اغفالش کنه و خب، سادست. دنجی برخلاف سرگروهش یعنی آکی دو مثقال تحلیل نداره و با خودش نمیگه این دختره چرا اینقدر به من نزدیک میشه، چرا اینقدر عشوه میاد، چرا اینقدر درباره من میدونه، عین ماست میافته تو دام این بشر.
که خب منطقیه
پلان های انیمه خیلی قبل از پیچش اصلی داستانی که رونمایی از هویت رزه باشه این موضوع رو لو میدن، مثل اونجا که برگ گل سقوط میکنه یا پروانه توی تار عنکبوت گیر میکنه. بیننده آماده میشه که رکب خوردن دنجی رو ببینه ":) شما حتی وقتی به چشم های رزه دقیق تر نگاه کنید هرچی جلوتر میره از حالت گوگولی به شیطان رجیم نزدیک تر میشه.

رزه بر خلاف ماکیما که بزرگساله، نوجوونیه مثل دنجی و از چیزای ساده مثل عشق مدرسه ای برای تور کردن این بشر استفاده میکنه. دنجی درسم نخونده و این تجربه هم براش جالبه، قهوه نخورده و در نهایت شنا!
صادقانه بگم تا اون سکانسی که اون جوان جاهل قاتل روی پشت بوم رزه رو گیر انداخت منم باورم شده بود که انیمه قراره حول انتقام دنجی از این بابا بچرخه که ناگهان همه چیز چرخید. حالا اینکه چطور این سه تا اینقدر راحت شبونه رفتن مدرسه به کنار، تو ژآپن در پشت بوم قفل نداره ظاهرا به کنار استخر رو خالی نمیکنن؟ :/ اینا به کنار رزه چرا خودشو جلوی زورگیره به ترسیدن میزد؟ کسی که اونجا نبود. مارو میخواست غافلگیر کنه؟
کشمکش درونی دنجی و تصوراتش یکی از نقات قوت شخصیت پردازی این سینمایی بود، جایی که میگفت قلبم پیش یکی دیگست ولی چرا جسمم همراهی نمیکنه و در نهایت یه جا خیلی خوب جمع میکنه که نکته اخلاقی مهمی هست.
وقتی رزه بهش پیشنهاد میده بیا فرار کنیم اولش این پشینهاد برای خر کردنش بود تا مثل بقیه اهریمن ارره برقی رو بدزده ولی بعدا واقعا دلش پیش دنجی گیر کرد. دنجی تو پاسخ گفت که ازین حداقل ها راضیم، اینکه دارم کم کم یاد میگیرم زندگی کردن چطوریه، مسالمت آمیز زیر یه سقف با دیگران یعنی چه و این تجربه لذت بخشه. کلا بین یه سری کار زشت بزرگسالانه که لا لوی انیمه هست این درس زیرپوستی خوبیه، که قدر این تجربه های کوچولو رو بدونیم.
درست وقتی دنجی خام حیله های رزه شده بود یه پسر کوسه ای نجاتش داد، اهریمن کوسه که فصل اول یکمی حضور داشت اوایل انیمه توسط ماکیما کاملا اتفاقی گذاشته میشه تو پاچه دنجی که بیا هوای اینم داشته باش. خب کوسه پسر از اجسام عین آب رد میشه و تو جنگ خیلی کمک دنجی میکنه ولی ورودش و کلا شخصیتش به شدت ساده و الکی بود. خیلی زمان برای آشنایی باهاش ندادن جز اینکه ارره برقی رو تحسین میکنه و یه چیزای اضافه تری دربارش میدونه، حالا یا کسی بهش گفته یا ارره برقی های قبلی رو دیده اما در باقی موارد خنگه و انگار بهره هوشیشم اندازه کوسست :/
یعنی میشد چیزی بیشتر از کمک تو مبارزه باشه ها ولی به همین اکتفا کردن.
شخصیت دیگه ای که بهش بیشتر پرداختن شیطان فرشته بود. کسی که تمایلی به جنگ با کسی نداره و ماکیما بزور آوردتش تو تیم، از شدت گسسته بودن حاضره بمیره ولی دل به کار نده -_- اما در خلال عشق بازی دنجی - رزه کل کل فرشته و آکی هم جالب بود تا اینکه بالاخره وارد فاز مبارزه میشن و استودیو ماپا شلاق به دست میاد بالا سر انیماتور ها که یالا کار کن کارگر دون پایه...!
شیطان فرشته اونقدر نقشی تو داستان نداشت و انگار صرفا میخواستن یه جوری تحول شخصیتی اینم جا بدن تو قصه درحالی که جا واسه شیطان کوسه، پاور یا آکی بیشتر بود تا هم رابطه این سه تا رو موثر تر کنن و هم یکم به دنجی درس بدن که به هر دختری اعتماد نکنه.
موش شهری و موش روستایی
موش شهری غذای خوب گیرش میاد ولی ریسک میکنه و موش روستایی غذای کم گیرش میاد و راحته، قصه ای که دیدگاه کاراکتر ها روش میچرخید و صحنه به صحنه میگفتن که میخوان کدوم موش باشن.
شما سعی کنید صاحاب موش ها باشید :/ مثل ماکیما
کلا حس میکنم این بشر همه چیزو جلو جلو میدونه و نقش مربی خبیث پشت صحنه رو داره
یه شخصیت دیگم که هدر میره تو انیمه کوبنی هستش -.- والا شما فصل اول رو دیده باشید قشنگ دیدید اون دوتا کاربر اهریمنی که کل تیم رو ترکوندن کوبنی تکی همشونو داشت میزد نمیدونم چرا این کاراکتر رو به بهانه ترس و استرس حروم میکنن.

همه رو ولش فقط آقام کاشیبه با صداپیشگی سلطان Kenjiro Tsuda
و اما فایت های انیمه که نقطه قوت اونن، جز اینکه با طراحی کاراکتر شیطان بمب حال نکردم و نمیفهمم چرا ژاپنیا تو طراحی شخصیت تریاک میزنن ولی مبارزات واقعا گنده و گسترده بودن. انیمیشن نرم که گاهی نمیفهمیدی چی داره میشه و گاهی میگفتی چه چیز خوبی داره میشه :) اینقدر نبرد ها الله ناموسی گنده بودن که به قول یو سان بعد این همه تخریب مردم چی میشن؟!
حالا واضحه که سازمان ضد اهریمن دولتیه و مانع دخالت ارتش و پلیس میشه، اینو تو سکانسی که مردم دارن اعتراض میکنن هم میبینید ولی این همه تخریب لامصب؟! فیکس 200-300 نفر باید مرده باشن اینطور که ساختمون قیمه قرمه شد.
در نهایت بازم کوسه بوی دنجی و رزه رو نجات میده و دنجی خیره سر بازم عاشق این بشره، بشری که تو افق محو میشه و دنجی هر روز میره کافه محل قرارشون...

ولی اون سکانسی که رزه میگه" منم مدرسه نرفتم" احساسی بود، کلا صداپیشگی، شخصیت پردازی و اون تعلل در انجام ماموریتی که در اثر دلبستگی پیدا کرد خیلی ازش شخصیت خوبی ساخت تا اینکه ماکیما اومد :/ و خدا رحمت کند کسی را که ماکیما ازش خوشش نیاد.
انیمه سیننه ها ولی چرا شخصیت های نوجوون رو درگیر مسائل بزرگسالانه نشون میدن؟ البته دور از واقعیت امروز جامعه نیست و چینساومن اصلا یه انیمه حول مفاهیم ناروتویی نیست. کاملا واقعی به موضوعات نگاه میکنه و هیچ سانسوری هم نداره، نه تو اون صحنه استخر و نه تو اخلاقیات که فصل اول ممکنه دیده باشید. فضا بزرگسالانه، خاکستری و با چند تا شخصیت نوجوونه.
همینش جذابش میکنه اما گاهی تو روایت چیزا رو ناقص پوشش میده .
نظر شما چیه؟ این پست قبل از جنگ رمضان 80 روزه یا پارت دوم جنگ 12 روزه یا هر اسمی روش بذاریم نوشته شده و من یادم نیست میخواستم دیگه چی به این پست اضافه کنم🤔
شما این انیمه رو دیدید به نظرتون چطور بود؟
خوش اومدید به قصر انیمه ":)