سلام به قصرنشینان خسته و انیمه دوستایی که قصر انیمه رو دنبال میکنن، میکردن و خواهند کرد 🗿 تقریبا بعد از 80 روز جنگ و موشک بارون برگشتیم و فقط آخرالزمان زامبی ها رو مونده که تجربه نکرده باشیم ":) به همه شما گوگولی مگولی های سخت جون تلاشگر قصرانیمه که تو هر شرایطی ناامید نمیشید و زندگی میکنید افتخار میکنم ^_^
شمایی که همزمان با صدای بمب های چند صد کیلویی آمریکا داشتید درس میخوندید، شمایی که همزمان با عبور جنگنده های دشمن داشتید نوشتن رو تمرین میکردید، تو این 80 روز رکورد جهانی که اینترنت قطع بود کلی کتاب خوندید، ورزش کردید، بعضیاتون مهارتی هم یاد گرفتید ":) نازنین که نوشتن رو شروع کرد و واقعا نویسنده خوب و مستعدیه ⚡ کیوتاکا دوتا ادیت خفن ساخت که میتونید تو کانال آپاراتمون ببینید☕ نیک که بالاخره درباره انیمه شروع کرد به نوشتن ☘ بچه های کنکوریمون تو این شرایط دست از درس نکشیدن و بعضیاشون حتی مجبور شدن از شهرشون برن تا نمیرن :/ اما به تلاش ادامه دادن ^^...
میدونم گاهی حس میکنید چرا یه اردک تو دریاچه های انگلستان نبودید ولی الان یه جنگجوی ماجراجوی پوست کلفت تو ایرانید ✊ کسایی با تورم و تحریم و جنگ و تهدیدات خانوادگی داخلی و سیاسی خارجی عین الماس تراش خورده میشن تا آینده ای رو بسازن که دیگران قادر به ساختنش نیستن.
این مدت علاوه بر جنگ و قطعی اینترنت یه چالش سخت ترم داشتیم!
بلاگیکس :/

یعنی اونقد که من ترومای صدای موشک گرفتم، روبیکا با این باگ هاش اعصابمو خورد کرد هیچکدوم اندازه بلاگیکس برامون دردسر درست نکردن. این پلتفرم بچه سال پرور بچه سال ساز بچه سال! حس میکنم سازنده هاشم بچه سالن ×_×
مهاجرت ما به بلاگیکس برای جمع کردن بچه ها دور هم شروع شد ولی اینقدر محیط تباه و داغونی بود که دچار جنگ داخلی شدیم -.- منی که فکر نمیکردم دیگه بعد از ساختن وب بلاگفا درامایی داشته باشیم اونجا اندازه کل این عمر قصر انیمه بلاگفا دراما دیدم. درامایی که اعصاب و روان همه مارو طوری سرویس کرد که واقعا خوشحال بچه هایی که تو بلاگیکس نیومدن...
مثل تمام چالش های زندگی، این دست انداز ها هم درس هایی بهمون آموخت که طعم تلخ و موندگاری داشتن. منی که فکر نمیکردم حرفام برای کسی اونقدر مهم باشن فهمیدم برای بچه ها حکم یک الگوی اخلاقی خردمند رو داشتم و حسابی از برخی کرده های خود خجل شدم -.- برای بقیه بچه ها هم ماجراهای عبرت آمیز زیادی اتفاق افتاد که گاهی تا مرض از دست دادن سلامت روانم پیش رفت! بینمون کدورت هایی که نباید پیش اومد و حرف هایی که نباید به همدیگه زدیم و دیدمون به طرز ناسالمی به اطرافمون عوض شد. همون "گرگ باش و به خودت فکر کن فقط" که همیشه سعی میکردم نذارم این فکر جا بیافته. سعی مون همیشه بر داشتن یک رابطه دوستانه توی دایره خودمون بود طوری که بچه های اینجا احساس آرامش، تایید شدن و رشد کردن میکردن و هرکسی که جدید میومد این انرژی رو ازمون میگرفت. این قایق دوست داشتنی وارد دریای پر تلاطم بلاگیکس شد و هممونو تغییر داد.
و زمان لازمه تا با این تغییر کنار بیایم و توی دریای خاکستری رنگ بی احساس بودن غرق نشیم.
خلاصه که بلاگیکس خر است! -_-
اینطور نیست که تو بلاگیکس کسی مارو شکنجه کرد، بلکه فضای پلتفرم و آدمای توش برای ما عجیب و پر حاشیه بود، در برخی موارد باعث شد لایه های تاریک شخصیتمون بیرون بیان یا گاهی مارو تو موقعیتی قرار دادن که نیمدونستیم باید چیکار کنیم.
به هرحال زندگیه و چالش هاش و این کشمکش های جدید باعث رشدمون میشن در نهایت، اگه باهاشون درست برخورد کنیم و بهشون زمان بدیم و نذاریم احساسات منفی بهمون چیزه بشن.
خوشحالم که بلاگفا بازگشت تا قدر این سرویس ساده و خلوت رو بدانیم ^_^
بیاید از درسایی که آموختید بگید من گفتم -.-😑
ادیتت: راستی آلیس کجاست؟ آلیسس یه ندا بده
ادیت دو: من اینجامممممممممممممممممممم
محمد
جمعه پانزدهم خرداد ۱۴۰۵
13:29