انواع سبک های هنری انیمه
معرفی سبک های بصری انیمه
سبک شما یَک!
Ghibli
جیبلی!

کلفت ترین و گَنگ ترین سبک انیمه که هروقت هرکسی با هر سن و سلیقه ای میبینتش با خودش میگه " بـــــــــه! آقام میازاکی! "
سبک جیبلی به رهبری میازاکی یه سبکیه که حتی انیمه ندوست ها هم به راحتی باهاش ارتباط میگیرن چون یه جور نرم و گوگولیه ":/ توصیف بهتر از این پیدا نکردم. انیمیشن های دستی و حرکات ملایم عناصر تو صحنه رو وقتی در کنار اون رنگ آمیزی پر شورش میبینید شمارو میبره تو خودش. کار های جیبلی انگار زندن! جدا از داستان و شخصیت پردازی که از ذهن یه آدم دنیا دیده بالغ با روحیات خاص بیرون اومده رنگ ها و انیمیشن ها چشم رو نمیزنن، مخصوصا اون انعکاس نور توی آب دریاچه که تو انیمه پونیو بود.
جدا از رنگ و انیمیشن های نرم، جهان جیبلی انگار از چشم یه کودک روایت میشه. وقتی یه بچه دنیا رو میبینه همه چیز رنگارنگ تر و شگفت انگیز تر به نظر میرسه، خودم تو بچگی فکر میکردم محله مون یه جهان خیلی عظیمه و همه چیز تو خاطراتم نورانیه. گمونم زیادی تو نور خورشید نگاه میکردم :| دقت کردین آدمای پیر تو ذهن بچه ها یکم ترسناکن؟ حالا پیرزن های جبلی رو ببینین.
همینطور طراحی شخصیت های بالغ که انگار بچه هایی هستن که ریش و سیبیل دارن، خبری از خطوط زاویه دار و چهره های ضمخت نیست.
جیبلی این سبک خالص رو به خاطر هدف و تفکری که داره از سال 1984 تا الان حفظ کرده و شما میتونید عکستون رو بدید chat gpt بگید برام جیبلیش کن.
دوم سبک شناخته شده
JoJo’s
جوجو!

سبک جوجو برگرفته از انیمه JoJo's Bizarre Adventure یه سبک خاصه که آقای هیروهیکو آراکی نویسنده مانگای جوجو اونو با الهام از نقاشی های غربی مثل آنتونیو لوپز به تدریج ساخت. سبک جوجو کم کم از تاثیری که آراکی از مجسمههای کلاسیک و رنسانس، عکاسی مد، و هنر روانگردان راجر دین میگرفت تبدیل به اینی که الان هست. هنر روان گردان میدونید چیه؟
به هنرمندی که تریاک زده و هنر میافریند میگن :/
این چیش هنره نمیدونم.
به هرحال این رنگ های عجیب و طراحی غریب جوجو ترکیبی ازین الهامات بوده. طراحی تند و تیز و اغراق آمیز چهره ها در کنار لباس های پر زرق و برقشون که از صنعت مد دهه 70-80 الهام گرفته شدن باعث شده جوجو یه سبک جدا حساب بشه کلا :) این تند و تیز بودن رنگ ها و لباس ها به شخصیت ها هم حس خاصی میبخشه و تو شخصیت پردازی شون اثر میذاره.
سیوم سبک
Seinen

سایکوپس
برزرک
سبک سینن دست کس خاصی نیست، سینن همونطور که میدونید به انیمه های بزرگسال پسرونه میگن مثل سگ های بانگو و توکیو غول. توی سینن خبری از رنگ های تند وتیز و نورپردازی الله ناموسی نیست و همه چیز یه بوی واقعیت چرتی میده -.- این همه از واقعیت فرار میکنی میای انیمه سینن میبینی یه واقعیت جدید روت باز میشه :/
رنگ های کدر و خاکستری، شخصیت ها نسبت به شونن آرومن و بابت هر ذوق کردنی جفتک نمیندازن، روند قصه آروم تر میره جلو و دنیای داستان یه ریتم ثابتی داره مثل زندگی شهری خودمون. ینی قشنگ اون ریتم زندگی کاراکتر رو میبینی یاد زندگی فلاکت بار خودت میافتی ×_×
ازونجایی که داستان های سینن بیـــــــــــــشتر اوقات تاریک و مفهومی هستن شخصیت ها هم تناسب اندامشون واقعی تره و کله ها اندازه خربزه نیست. موارد استثنا تو این سبک زیاده که ظاهر انیمه بچگونه و شاد و شنگوله ولی مفاهیم دارکی داره که باعث میشه کودکان مظلوم گول بخورن برن ببینن چشم و گوششون باز بشه.
چهارم سبک
Kemonomimi

کیمونومیمی! عجب اسمی :/ این سبک معادل زوتوپیا انسان محور انیمه هاست. ینی انسان هایی با ظاهر حیوانی . خود کلمه کیمونومیمی معنیش میشه "گوشهای حیوانی" و فکر نکنید اسب آبی انسان نما میارن توش
بیشتر روی روباه و گربه تمرکز دارن و همین دخترای انیمه ای که گوش حیوونی دارن رو میتونیم یه مثال ازین سبک کذایی بدونیم. سازنده ها بیشتر برای بامزگی شخصیت میان ازین ظاهر استفاده میکنن که اون خوی حیوانی مثل پنجه و گوش و بامزگی رو در کنار صوبت کردن و انسان بودن نشون بدن و در نتیجه ملت میرن کاسپلی میکنن تا صحنه های به واقع شرم نیابتی خلق کنن -.-
بعضی موارد غیر از روباه و گربه هم انسان - حیوان پردازی میکنن مثل انیمه Uma Musume: Pretty Derby که دختران اسبی آورده بود.
گوش گربه ای کچل تاحالا دیدین؟ همشون از موها به عنوان کاور استفاده میکنن که بامزه بنظر برسه و اینکه چرا چهارتا گوش دارن؟ چهار گانه میشنون؟
شاید فکر کنید این از مغژ ژیاد ژاپنی ها و همین اواخل بیرون اومده اما گوش گربه ای بیشینه تاریخی داره و برمیگرده به دوره ادو و شووا (1603 تا 1989) که یه سری افسانه محلی وجود داشت به اسم باکه نکو و نکوماتا که گربه مانند های شروری بودن. بعد از اینکه ژاپن جنگ جهانی دوم رو باخت و توسط متفقین اشغال شد رسانه های تحت نظر متفقین سعی کردن یه تصویر مطیع تر و رام شده ازین افسانه های محلی بسازن.
ای آمریکای جهان خوار
البته اختیار اینکه ازین سبک برای شخصیت های ترسناک هم استفاده کنن دست ژاپنیاس و دیگه تمام شد آن دوره " اینکارو بکن اونکارو نکن" و جالبه که شخصیت زن گربه ای شرکت دی سی هم ظاهرا از همینجا آمده.
پنجم سبک عبارت است از
Chibi
چیبی

چیبی یه مدلی از انیمست که هر چیزی اغراق آمیز تو انیمه رو میان دوبرابر اغراق آمیزترش میکنن، چشم ها گنده تر، صورت عظیم الشان تر و دست وپا ها گوگولی تر و خلاصه یه پا اینو یه پا اونو اعمال ناشایست میکنن به آناتومی انسان :/
کلمه چیبی برای توصیف یه چیز "کوتاه شامل انسان و حیوان " استفاده میشه. آرت استایل چیبی طوریه که توش شخصیت ها گرد و تپلی ان و یه طورین انگار میخوای عین توپ تو دستت بگیری بچلونی ^_^ همونطور که گفتم سایز کله ها بزرگه و قد ها کوتاه طوری که کله اندازه کل بدنه نسبتش برای اینکه حداکثر الله ناموس احساسات به بیننده منتقل بشه.
بعضی انیمه ها کلا چیبی ان ولی بعضی چیبی هارو از انیمه های معروف مثل attach on titan یا bango stry dogs میسازن که یه نسخه بامزه تر از اون انیمه اصلیه باشه مثلا. اون چیبی اتک آن تایتان فکر کنم بهترین چیبی هستش که تا الان که دارم این پست رو میبینم وجود داره، کلا برداشتن براش یه داستان جدا ساختن و خیلی جالب شده بود.
سبک ششم
Dragon Ball
دراگون بال

دراگون بال رو پدر انیمه های شونن حساب میکنن و مرحوم آکیرا تورییاما تونست به چنان موفقیتی با این انیمه برسه که راه رو برای این سبک از انیمیشن برخواسته از ژاپن هموار کنه. دراگون بال آرت استایل خاصی داشت و با توجه به این که از دهه هشتاد میلادی شروع کرده فرهنگ و مد اون زمان هم تو شکل گیری سبکش نقش داشته.
توی سبک دراگون بال همه ابراهیم عضلن! اصن بچه رو از شیر بگیری درجا برات صد کیلو پرس پا میزنه، افت لاتی داره اگر عضلات در سکانس نمایان نباشند. یه سری شخصیت معدود هستن که عضله ای نیستن و دست بر قضا اونی که اصلا عضله ای نیست قوی ترین شخصیت داستانه :/
طراحی دراگون بال سادست، لباس ها اغلب بدون آستین و رزمی طورن، انگار که طرف صبح که پا میشه دست و رو نشسته آماده جنگه. شکل چهره ها طوریه که اگه رنگ و موهاشونو برداری دیگه همه کپی برابر اصل همیدگن! چیزی که تو دراگون بال مهمه موهه! مو از نون شب واجب تره. به این صورت که اگه موی شما هرچی عظیم تر و گنده تر بشه نشونه اینکه خیلی قوی ترید. موهایی که یه طراحی سیخ های بزرگ طور دارن. واقعا به ذهنم نرسید اسمشو چی بذارم -.-
در کنار اینا یه سری المان معروفم داره مثل درخشش کاراکتر ها، لباس های گله گشاد جنگی پکو پاره و صد البته ژست های اغراق امیز موقع جنگ که همین چیزی که من الان دارم مسخره میکن پایه و اساس ژانر شونن بوده مرد حسابی :|
سبک هفتم
komodo
کومودو

طراحی ها در کنار رنگ های شاد و شنگول بامزه ترم هستن حتی اگه انیمه
مثل دیجیمون هیولایی باشه، هیولاها نباید ترسناک و خوف باشن یا خون و خون
ریزی نباید باشه.
اینجام مثل انیمه های قدیمی، کله ها بزرگ تر از بدنه و لباس ها عجب وجق
کومودو به طور کلی به انیمه های بچگونه میگن و یه سبک مشخص نیست اما اونطور که تحقیق و تفحص کردم اکثر انیمه های کومودو یه سری اشتراکات دارن مثل اینکه حول بچه های کوچک میچرخن، چشما گنده و دماغا ناپیداست، طراحی شخصیت ها اغلب گرد ولی گاهی ممکنه تند و تیزم باشه.
سبک هشتم
Demon Slayer
شیطان کش

شیطان کش از استودیو یوفوتیبل یه اسطلاحی داره به اسم "بودجه نامحدود" که بیشتر به خاطر جلوه های تصویری چشم نواز و اون انفجار های خیلی پرجزئیاتش میگن. هرچی داستانش معمولیه ولی از نظر بصری کمکاری نمیکنه و آدم میگه الله اکبر این همه جلال و شکوه!
شیطان کش یه حالت بچگونه طول عجیبیه، تناسب شخصیت ها توش طوریه که حس میکنم همه کوتولن :/ نه که چیبی طور باشن ولی نگاه میکنی برخلاف انیمه هایی مثل بلیچ و اینا طراحی های کشیده و زاویه های تند تیز نداریم و همه انگار قدشون کوتاهه جز وقتی که کنار یه چیز قد بلند قرار بگیرن.
عجیبه کلا، دقت کردم بزرگسالان هم انگار کوتاهن.
طراحی شیطان کش طوریه انگار با دست کشیدن و ساده جعمش کردن ولی رنگ های متنوع و افکت هاش زیادن، چهره ها خیلی ضمخت و خشن نیستن و تمرکز زیادی روی چشم ها و رنگ لباس ها میشه که بتونن باهاش شخصیت پردازی کاراکتر رو نشون بدن. به رسم خیلی از آرت استایل های انیمیشنی لباساشونم عوض نمیکنن که اون شخصیت پردازیه همونطوری بمونه.
سبک نهم
کلاسیک دهه 80 - 90

حتی اوون عقب شما آینه کابین رو هم میتونی ببینی!
اسم دیگه ای براش پیدا نکردم.
اگه انیمه های قدیمی دیده باشید که بهتون توصیه میکنم حتما ببینید یه سبک هنری خیلی چشم نوازی دارن که تماشا کردنش حداقل واسه من احساس خوبی داره، انگار به طرز عجیبی دلت میخواد فقط اون آهنگ جاز یا سایبرپانکی شونو گوش بدی و به پس زمینه نگاه کنی...!
امروزه انیمه ها به صورت دیجیتالی کشیده میشن و رنگ هاشون برجسته و غنی تره تا پویایی زیادی به چشم شما وارد کنن. مثلا تو یه فصول جدید وان پیس یا یه انیمه مثل وایولت اورگاردن دریایی از افکت های نوری و انعکاس های درخشان میبینید که دنیای واقعی جلوش یه چیز کدر بی رنگ به نظر میاد.
در زمان های مش میرزا که نه من بودم نه 90 درصد شما ها، انیمه رو با رنگ بندی متفاوتی طراحی میکردن و این رنگ بندی ها ملایم بودن، جزئیات پس زمینه مثل ابزار آلات و ماشین ها خیلی با جزئیات انیمیت و طراحی میشدن که باعث میشد ساختن انیمه سخت باشه ولی نتیجه خیلی حس لمس کردنی بده. مثلا تو انیمه هایی مثل ghost in the shild و caboye beebop دنیای انیمه متفاوته و رنگ ها چشم رو خسته نمیکنن چون ملایم ترن. در کنارش طراحی ها جزئیات باحالی دارن که آدم دلش میخواد بره توش!
امروزه این سبک هستا ولی کمتر در ازاش شاهد سبک های ترکیبی هستیم که تو مواقع مختلف مثل جنگ و درام هی عوض میشن نمونش انیمه dandadan که هی سبکش یه جوری میشه.
سبک دهم
سبک وان

انگار طراحی دستی سرسری رو بهش رنگ زدی
دقت کنید چشم ها هم کاملا معمولین
زمینه هم انگار آبرنگه
one طراح مانگای one punch man و mod psyco واقعا طراح خوبی نیست. درحدی که سلطان یوسوکه موراتا طرح های اولیه شو میاد به مانگای دیجیتالی تبدیل میکنه و اینقدر کیفیتش خفنه که استودیو ها پدرشون در میاد انیمش کنن.
اما آقای نام مستعار one یه مانگای دیگم داره به اسم mob psyco که شاید انیمه شو دیده باشید. داستان مثل one punchman اما اینبار حول یه بچه دبیرستانی ساکت و سیب زمینی میچرخه که قدرت های روحی خفنی داره. آرت استایل موب سایکی رو خیلی سعی کردن مثل مانگاش نگه دارن و تغییر زیادی رو چهره ها انجام ندن و نتیجه یه سبک خاصی شده که انگار یه نفر سرسری طراحی کرده ولی خوب طراحی کرده!
توی موب سایکو 100 چهره ها ساده و بعضیاشون مسخرن حتی، خطوط صاف نیستن و قشنگ انگار یه نفر با خودکار اومده نقاشی کرده. اون ضخامت متفاوت خطوط و ضمخت شدن سایه ها در کنار چهره هایی که نه چشم های خاصی دارن و نه جلوه عجیبی باعث شد که یه سبک جالبی درست بشه. الانم تو بعضی انیمه ها ممکنه همچین چیزی ببینید مخصوصا وقتی بخوان هزینه هارو پایین بیارن ولی سبک موب برای پایین آوردن هزینه نبود، خودشون میخواستن که اینطوری باشه.
سبک یازدهم
سبک triger
سبکی که استودیو triger بیشتر استفاده میکنه وگرنه اسم خاصی نداره

بهش Cel shading هم میگن
استودیو triger سازنده آثاری مثل cyberpunk edge runner و Promare یه سبک خاصی داره که توش روی رنگ ها و طرح های صاف و صوف بنظر میرسن. خیلی سایه زنی نداره و بیشتر خطوط پر رنگ و واضح استفاده میشه در کنارش رنگ ها خیلی پویا و کمی سمت نئونی هستن، مثل رنگ نئونی لامپ و سطوح کمی سیقلی. تو این سبک همه چیزو سعی میکنن رنگ کنن و شما از رنگ پوست بگیر تا لب هارو هم رنگ های مختلف میزنی تا در کنار لباس های رنگارنگ بتونن شخصیت هارو برجسته کنن.
این سبک یه ترکیبی از Cel shading و مقداری نوآوری خود استودیو هه، Cel shading یعنی ساده کردن اشیا سه بعدی که دو بعدی بنظر برسن مثل بازی های جدید zelda. معمولا وقتی میخوان یه چیز سه بعدی رو که کلی بافت و نورپردازی و جزئیات داره رو ساده کنن اینکارو میکنن که کارتونی بشه.
⨴⨴⨴⨴⨴⨴⨴⨴⨴⨴⨴⨴⨴
.
.
خیلی سعی کردم سبک هارو دقیق توصیف کنم ولی اون چیزی که میخواستم نشد چون تو منابع فارسی کلا یکی دوتا سایت این پست رو کار کردن تو انگلیسی ها هم خیلی واژه های عجیب میگفتن که گوگل ترانسلیت هم نمیتونست فارسی شو بگه. دوست داشتم پست خیلی دقیق تری بشه، مثلا دقیقا بگم این مدل رو از روی چی الهام گرفتن.
اگه شما چیزی میدونید یا سبکی رو جا انداختم ( که قطعا جا انداختم) بهم بگید که پست تو کامت ها تکمیل تر بشه ::)
دوازدهم رو خالی گذاشتم شما بگید :)
هرکی نگه دندون درد بگیره :| (بعد از مقدار زیادی خرج کردن برای دندان)
خوش اومدید به قصر انیمه ":)