قصر انیمه

سفر به جادویی از رنگ، نور و فرهنگ شرق

انیمه باغی از کلمات :: The Garden of Words

داستان انیمه راجب یه نوجوون ۱۵ ساله به اسم تاکائو ، پسریه که عاشق طراحی و ساخت کفشه
تاکائو روزهای بارونی به جای رفتن به مدرسه ، به باغی در شینجوکو میره تا روی طراحی هاش کار کنه.
اونجا به خانم جوون به نام یوکاری اشنا میشه که یه خانم ۲۷ ساله هست و به دلایل شخصی بعضی روزها سر کار نمیره و عوضش روزهاش رو تو باغ شینجوکو میگذرونه.
این دو بعد از اولین دیدارشون ، همدیگه رو تو روزهای بارونی ملاقات کنند و با مرور زمان فرصت اشنایی و صحبت کردن با همدیگه رو پیدا می کنند.

خب راستش من بعد از تموم شدن این انیمه اینجوری بودم که "واو خب..این محشر بود" و کلا متوجه این بودم که چنین انیمه ای فقط با یه واژه محشر بودن اگه خلاقه بشه خیلی نامردیه
و کلا از ظاهر ، استعاره های که شخصیت ها استفاده می کردن و مفاهیمی که جلوی چشمام قرار داشت میتونستم بفهمم که باید راجبش بیشتر فکر کنم ، بیشتر بگردمو حتی خودم رو وسطای این انیمه جای شخصیت ها قرار بدم که البته وسطاش ناموفق بود=-=

یوکاری در واقع با اینکه یه ادم بالغ بحساب میاد ولی علیرغم سنی که داره با سردرگمی ها و مشکلات شخصی دست و پنجه نرم میکنه و به نظر من این یه بازه زمانیه که هرکسی میتونه بهش برسه
ولی معمولا مردم همچین تصوری رو از یه ادم بالغ ندارن
بعضی از ادما اینجورین که اره وقتی ادم از بیست سالگی یا چه میدونم...سی سالگی رد میکنه میدونه از زندگیش چی میخواد ، هدفش واضحه و زندگیش کاملا متحول میشه و...
ولی واقعا همینجوریه؟ به نظر من همیشه قرار نیست اینطوری باشه و کلا سردرگمی یه وضعیتیه که برای هرکسی تو بازه های سنی مختلف ، با توجه به محیط ، شرایط و ادم هایی که تو زندگیش قرار میگیرند اتفاق میفته

و جالبه یکی مثل تاکائو با وجود ۱۵ سال سن میدونه که از زندگیش چی میخواد و خودش رو تو مسیری قرار میده که بتونه به اون خواسته ای که تو ذهنشه برسه
یعنی تبدیل شدن به یه کفاش
بیشتر وقتا در حال طراحی و ساخت کفشه و حتی برای اینکه بتونه بره یه مدرسه خوب یا ابزار و وسایل مورد نیازش رو تهیه کنه تابستون ها مشغول به یه کاره تمام وقت میشه و حتی تو یه سکانس ما اون رو در حال پوشیدن یه کفش ساده و نچندان حرفه ای میبینیم که کار خودشه و این نشون میده که چقدر برای طی کردن مسیرش و قدم برداشتن به جلو اصرار داره
دقیقا برخلاف خانم یوکاری و به نظر من این تفاوت سنی دقیقا برای نشون دادن یه همچین وضعیتیه که بزرگتر بودن به معنای بالغ بودو و حلال مشکلات بودن نیست

و بخشی که فکر کنم برای بیننده ها شکه کننده باشه دقیقا همین تفاوت سنی شخصیت هاست که بعدا چجوری تاکائو عاشق یوکاری میشه و این شاید از نظر خیلیا اشتباه باشه
ولی فکر می‌کنم فیلم قرار نیست این رابطه رو به عنوان یک رابطه‌ی ساده و بی‌مسئله به تصویر بکشه

اقای شینکای برای این رابطه اومده از یه مفهوم سنتی ژاپنی به نام کوی "恋" الهام گرفته
و اون هایی که اقای ماکاتو شینکای رو میشناسند میدونند که ایشون تو رشته ادبیات تحصیل کرده و با همچین مفاهیمی اشنایی داره بخصوص مفهومی مثل کوی که تو ادبیات ژاپن به معنی دلتنگی، عشق دست‌نیافتنی و رنج ناشی از فاصله هست
و این یعنی این رابطه و این کشش تو حالتیه که این دو نفر با وجود اینکه احساسی بهم دیگه دارند ولی این به این معنی نیست که قراره خیلی ساده و برای همیشه کنار همدیگه باشند
و این احساسی که از لحاظ عاطفی به یه بمبست برخورد میکنه
و این بخش با اینکه خیلی غم انگیزه ولی از اونجایی که در کنار رشد قرار میگیره یه بخش منفی تلقی نمیشه
درسته که دو شخصیت بخاطر تفاوت سنی و شرایطشون نتونستند بهم دیگه برسند ولی در عوض دیدارشون باعث شد که دوباره حرکت کنند
جایی که تاکائو به سمت رویای خودش میره
و یوکاری به لطف تاکائو تصمیم میگیره زندگیش رو از نو بسازه

کسایی که این انیمه رو دیدن بعد از پایانش احتمالا این قضیه به ذهنشون رسید که "پس کفشی که تاکائو قرار بود برای یوکاری طراحی کنه چی شد؟"
باید بگم که طراحی شد :)
به نظر من این استعاره کفش توی انیمه که یه نقش کلیدی تو کل ماجرا داشت یکی از خلاقانه ترین تصمیم هاییه که اقای شینکای تو این انیمه پیاده کرد
کفش تو این انیمه نماد زندگی و حرکت کردنه
تاکائو به ظاهر میخواد برای یوکاری کفشی رو طراحی کنه که مناسب و اندازه یوکاری باشه ولی تو یه معنای عمیقتر انگار داره به اون کمک میکنه تا به سمت جلو قدم برداره و به زندگی ادامه بده

و به نظر من یه تضاد جالبی در رابطه با باران تو این انیمه وجود داره
چون اگه دقت کنید ادما وقتی بارون میگیره میخوان از باران پناه بگیرن و دنبال روزهای افتابی و پایانش هستن ولی تو این انیمه هر دو شخصیت با باریدن باران وارد یه باغ میشن که انگاراز کل دنیا جداست و تنها جا و وضعیتی که این دو نفر میتونن از زندگی عادیشون فاصله بگیرن
و وقتی بارون تمام میشه و هوا افتابی میشه برای اونها مثل اینه که دنیای کوچیکشون در حال فروپاشیه

در کل باغ کلمات درباره دو انسان تنهاست که همدیگه رو پیدا میکنند
و با وجود اینکه نمیتونند به همدیگه برسند ولی باعث میشند هر کدوم توانایی ادامه دادن به زندگیشون رو پیدا کنند

و بازم میگم کفش قشنگترین استعاره ای برای نشون دادن همچین مفهومیه

کفش برای راه رفتنه و زندگی جاییه که انسان باید قدم‌به‌قدم در مسیرش حرکت کنه

Arisa شنبه سی و یکم مرداد ۱۴۰۵ 20:32
نظرات
درباره ما
قصر انیمه خوش اومدید به قصر انیمه ":)
اینجا جامعه ای برای علاقه مندان به دنیای انیمه و مانگاست که موضوعاتی مثل :
نقد و بررسی ( از دیدگاه نویسندگان با نگارش خودمونی نه ازون قلمسه سلنبه هاش ^^ )
معرفی انیمه و مانگا
آموزش ( طراحی مانگا و بعدا شاید چیزای دیگه ! )
فکت ( درباره انیمه ها و فرهنگ ژاپن)
میم و طنز
تاپ تن
مقالات تجربه ای یا تحقیقاتی محتلف و خیلی چیزای دیگه که بچه های ابداع میکنند :":)
امیدواریم از لحظاتی که اینجا دارید لذت ببرید ")

درضمن ، قصر انیمه بی نهایت نویسنده قبول میکنه و هدفش ایجاد یه تجربه آموزنده و تعاملی بین ما، فرهنگ اوتاکو و زندگی خودمونه ^_^


سایونارا
امکانات وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

ساخت کد موزیک

© قصر انیمه