قصر انیمه

سفر به جادویی از رنگ، نور و فرهنگ شرق

معرفی و نقد انیمه The Boy And The Beast | رشد شاگرد و استاد

انیمه The Boy And The Beast پنجیم اثر آقای مامورو هوسودا هستش که سال 2015 اومد و جایزه بهترین انیمیشن آکادمی فیلم ژاپن اون سال رو برد. معمولا انیمیشن ها و فیلمایی که بالای دو ساعت هستن رو خیلی طول میدم تا ببینم چون حس میکنم که واییی خیلی زیاده، حالا از کجا وقت خالی گیر بیارم و دو ساعت زا عمر گران بهای من میره و...

حالا نه که تو ساعات دیگه عمر گرانبهای خودم اورانیوم غنی میکنم، کشور میخوابه -._-

با دیدن کاور انیمه احساس کردم یه بچه ریغوییه که خرس گنده آموزشش میده و میرن ملت رو لت و پار میکنن اما بعد دیدنش گفتم واو :/ چگونه میتوان از یک خرس و یک بچه دماغو داستانی مفهومی و شگرف بیرون کشید.

پسر و دیو
گرافیک و فضای خوشرنگی داره اما پس زمینه ها با کیفیت تر و پرجزیات تر از خود
شخصیت هان
یه اسمی داره این تکنیک ؟🤔

قصه با یه تراژدی آشنای ژاپنی پسند شروع میشه، نمیدونم شایدم نمی پسندن ولی ژانر "طلاق والدین و بچه بی کس و کار" قدیمی نشده؟ شایدم یه حرکت اعتراضی به نظام سست خانواده در ژاپنه ولی خییلی کم پیش میاد شما خانواده ببینی تو انیمه. هرسری انگار میگن دوستات میتونن خانواده باشن یا ترکیب یه بز سخنگو و کفتر و کورکودیل بهتر از خانواده خونی خودته :/

کیوتا، خشمگین و گُسنه و سردرگم تو شهر میچرخه تا مثل جانوری یتیم بقا کنه، اگه انیمه هایی مثل جوجوتسوکایسن یا نوراگامی رو دیده باشید با این قضیه که افکار ما در جهان اثر میذارن آشنا هستید. همین که تا یه جایی قتل و غارت رخ میده انرژی منفی اونجارو میگیره یا یه نفر کینه عمیق پیدا میکنه و شینیگامی چیزی ازش ساخته میشه. کیوتا هم همین افکار رو انعکاس میده که تو صحنه های ابتدایی تو شیشه مغازه میبینیمش!

انیمه پسر و دیو

نیمه تاریک

نفس عماره

افکار منفی

توی باور های شرقی شما باید این بخش از وجودتون رو کنترل کنید، نمیتونید حذفش کنید فقط تمام زندگی باید با ایمان تقوا عمل صالح سعی کنید چالش هایی که براتون پیش میاد رو پشت سر بذارید.

کیوتای بدبخت یتیم رو ول کنید میریم اون ور داستان، در دنیایی مخفی که انسان ها حق ورود بهش رو ندارن و شبیه زوتوپیا میمونه. دنیایی به نام پادشاهی هیولا ها یا Shibuten که در تضاد با ایستگاه شیبویا، مکانیه که شر انسان اونجا راهی نداره. نمیشه گفت بهشت چون به تفسیر ما بروبچ غیور آسیا جنوب غربی بهشت جایی که هیچ صفت منفی و نقصی توش نیست اما تو اون جهان میبینیم که استاد بزرگ قراره تناسخ پیدا کنه به یک کامی یا خدا و بعد از خودش جانشین رو از طریق مبارزه تن به تن بین کوماتتسو و ایوزن مشخص بنماید. خب تو بهشت که همه برابرند چرا باید یکی ازاونجا هم عروج کنه تبدیل به خدا بشه :/

پس بهشت نیست و یه جورایی جهانیه مثل همون چیزی که میازاکی تو انیمه شهر اشباح نشون داده و انبوه انیمه های دیگه که یه جهان متصل به جهان انسان ها به نام جهان ارواح یا نیرو های ماورایی نشون میدن.

توی پادشاهی هیولاها ویژگی های منفی که مختص انسانه مثل کینه، حسادت، نفرت، حیله گری و خودخواهی نیست. با نگاه به شخصیت های جهانش هم میتونید خوک راهب بودایی انسان نما ببینید یا گراز انسان نمایی که سعی میکنه پدر خوبی باشه :/

بابا یه کروکودیلی اسبی پاندایی چیزی چرا اینقدر به گراز و خوک علاقه دارن؟!

بعد جالبه که اینا حیوون نیستنا چون کوماتتسو مرغ نگه میداره ولی شمایل حیوانی دارن که رو شخصیتشون اثر گذاره

کلا از دیرباز و تو اساطیر شرق حیوانات رو تجسمی از ارواح و موجودات ماورایی میدونستن. موجوداتی که بین ما میان و میرن و یه مدل تعادلی برقرار میکنن که قواعد خاصی داره مثلا انسان ها نباید بیان اونور چون روحشون قابلیت اینو داره که خیلی دارک بشه و عین ویروس اونجا رو خراب کنه.

این ضعف انسان نیست و علت برتریش نسبت به فرشتگان هم همینه، حالا البته تو شرق فرشته مرشته نخوندن 🗿 ولی انسان چون اراده داره که خیلی به درجات عظمی برسه و یا خیلی پلید باشه بهش میگن موجود برتر، عین ترموستات میمونیم :| بقیه دکمه خالی هستن. یا خیرن یا شر

انیمه پسر و هیولا
نکته جالب اینکه تو جهان هیولا ها با شمشیر های داخل غلاف مبارزه میکنن
دقت کنید با یه طناب به غلاف محکم شده تا در نیاد.
شمشیر به غلاف مثل نفس سرکش بی کنترل میدونن که موجب خون ریزی و شرارت
میشه.

حالا تو این دنیای بدون کینه کاراکتری رو به تصویر میکشه به نام کوماتتسو، هیولای خرس مانندی که ویژگی های رفتاری خرس رو هم داره برعکس اون حریف معروف و محبوبش که گرازی بیش نیست این تک پره، بی اعصاب و بی نظم اما قویه.

کارگردان یعنی آقای مامورو هوسودا میاد از طریق وصل کردن کوماتتسو و کیوتا به عنوان استاد سگ اخلاق تنها و پسر آواره حفره های خالی زندگیشونو پر میکنه، اینکه ما آفریده نشدیم که تنها پیش بریم و بودن کسی که داستانمون رو باهاش پیش ببریم خیلی اثر گذاره

نتیجه این اثر گذاری رو میتونبینیم جاییکه کیوتا و ایچیروهیکو (پسر اون گراز محبوب) روبروی همدیگه قرار میگیرن. قشنگ میشه فهمید اینکه رابطه کیوتا و کوماتتسو اصن گوگولی و باحال نبود اما چقدر مکمل همدیگه بودن و هم رو نجات دادن.

انیمه پسر و هیولا
یکی از متفاوت ترین روابط استاد شاگردی
معمولا فکر میکنیم اونی که شاگرد یه اوستای منظم و مودبه پس برندست اما
اینجا عوامل طوری تغییر میکنن که اون نظم وادب و شهرته کلا محو میشه.

دیو و پسر رابطه ای از جنس استاد اوگوی و پاندا کنگفوکار نیست که یکشون خیلی بلد باشه و اون یکی جوان جاهل جویای نام بلکه اون دوتا رو مکمل هم میدونه استادی که برای شاگردش پدری میکنه و شاگردی که اشفتگی روح استاد رو سرو سامون میده. هردو این کاراکتر ها تو حیطه خودشون ریغویی بیش نیستن، کوماتتسو شلختست و استاد بزرگ میدونه که این شلختگی تو مبارزه پیروز نمیشه برای همین بهش میگه یه شاگرد گیر بیار و ازون طرف کیوتا هم که هیچی :| کارتن خوابم نیست بدبخت حقیر

درواقع رابطه استاد شاگردی به نوعی برای رشد هردوی اونهاست و نیت خرگوش دانا هم همین بوده ":)

نکته مثبت داستان اینکه فقط به این رابطه ختم نمیشه بلکه میاد فراز و فرود شخصیت هارو واقع گرایانه تر میکنه، جایی که کیوتا بعد چند سال بزرگ میشه و شانسی برمیگرده شیبویا، حالا او تنومند و مبارز اما بی سواد و بی کسو کاره ×_×

این رفت و آمد کیوتا به شیبویا و هیولا آباد باعث ایجاد کشمکش های داستانی باحالی میشه، جایی که اون هم درگیر اینکه آیا باید استادش رو رها کنه و بره به زندگی و جایی که ازش اومده بچسبه یا برگرده اونور و کنار استادش شاگرد تربیت کنه؟

یه دیالوگ باحالی کائده، دختری که تو این بین باهاش آشنا میشه میگه
دوست دارم بعد از امتحان از خونه فرار کنم و برم برای خودم یه زندگی بسازم...

این خیلی برام جالب بود که چقدر آرزو هامون موقعیت همدیگست، کائده که از توجه والدین محرومه (چون خیلی سختگیرن و هی میگن درس بخون فقط) و هویت خودش رو نتونسته پیدا کنه میخواد اونو بیرو از خانواده بسازه و کیوتا که از همون اول بیرون بود در پی داشتن یه زندگی کارمندی معمولیه :) یاد اون کلیپه افتادم یکی میگفت کاش دوچرخه داشتم و دوچرخه سواره میگفت کاش ماشین داشتم و ماشین داره میگفت کاش دوچرخه داشتم ...

این کشمکش از جاهای درگیر کننده و جذاب قصست که هر دیالوگ و تصویر توش یه معنا و مفهوم پیدا میکنه تا کیوتا رو بیشتر و بیشتر درگیر کنه و در نهایت اونو هدایت میکنه به میدان مبارزه. جایی که تصمیم میگیره استادش رو تشویق کنه و باخودتون میگید ایول کوماتتسو برنده شد که ناگهان نبرد اصلی شروع میشه بین دو انسان :)

انیمه The Boy and the Beast
از زمانی که کیوتا آواره میشه این موجود کوچیک باهاشه تا احساس تنهایی نکنه و
گاهی هم اونو از انجام کار اشتباه منع میکنه.
میتونه یه جورایی روح مامانش باشه که تناسخ پیدا کرده تو این یا اینکه یه تصویری از
نفس سرزنشگرش باشه که باعث نشه بره تریاک بکشه!

البته با دیدن کاراکتر کوماتتسو و خوندن دیالوگ هایی که دربارش میگن متوجه میشید که ارباب شدن براش مهم نیست فقط نمیخواد تو رقابت کم بیاره و اصن هم هیچ جاه طلبی توش رخ نمیده که شمایل یه رهبر رو به خودش بگیره ولی اون حرکت آخرش مرام و معرفت رفیق رو پیاده میکنه 🗿

دیدن این انیمه خیلی توصیه میشه چون چیزای زیادی برای گفتن و حس کردن داره. کاراکتر های مختلفش از اساتید و شاگرد هاشون گرفته که کارگردان خیلی با ظرافت میاد تحولات درونیشون رو صحنه به صحنه آشکار میکنه تا شخصیت های فرعی مثل کائده و پدر کیوتا که تو نیمه دوم داستان میان ولی جایگیری خیلی خوبی تو قصه دارن.

این رابطه هیولا و پسر به عنوان دو فرد رندوم در دو جایگاه متضاد که چطور همدیگه رو رشد میدن از جای قشنگ داستان بود ولی برام خیلی جالب بود که جلوتر کارگردان اومد قصه رو انسانی ترش کرد و نشون داد که همه اینا در نهایت به انسان ختم میشه. یواش یواش سرزمین هیولا و اون نبرد نهایی از مرکز توجه کنار رفت و ما کیوتا رو درحال دوست یابی، سروکله زدن با کتاب درسی، ثبت نام دانشگاه و پیدا کردن پدر خونیش دیدیم :")

نقد انیمه پسر و هیولا
یه نکته جالب تو کارگردانی این قاب بندی های معنا دارشه
به رشد درخت پشت سر این دوتا دقت کنید ":)

این داستان حول یک پسر بود اما نه ازون مدلاش که شخصیت میره به یه جهانی و انگار مسافرت کرده برگشته. یه جورایی رستگاری هردو کاراکتر از هر دو جهان رو کامل کرد و اداره سفر رو گذاشت روی دوش همون پسری که داستان ازش شروع شده بود. کاراکتر های متنوعی داشت که به هرکدوم به اندازه خودشون زمان داد و اینطور به نظر نرسید که وای چرا فلان کاراکتر بیشتر دیده نشد.

این خودش یه هنره تو کارگردانی ":)

نظر شما چیه؟ من معمولا انیمه سینمایی کم میبینم ولی الان ترغیب شدم بقیه کار های این کارگردان رو هم ببینم.

تا نقد و معرفی بعدی خودافظ ^_^

محمد شنبه دهم مرداد ۱۴۰۵ 12:40
درباره ما
قصر انیمه خوش اومدید به قصر انیمه ":)
اینجا جامعه ای برای علاقه مندان به دنیای انیمه و مانگاست که موضوعاتی مثل :
نقد و بررسی ( از دیدگاه نویسندگان با نگارش خودمونی نه ازون قلمسه سلنبه هاش ^^ )
معرفی انیمه و مانگا
آموزش ( طراحی مانگا و بعدا شاید چیزای دیگه ! )
فکت ( درباره انیمه ها و فرهنگ ژاپن)
میم و طنز
تاپ تن
مقالات تجربه ای یا تحقیقاتی محتلف و خیلی چیزای دیگه که بچه های ابداع میکنند :":)
امیدواریم از لحظاتی که اینجا دارید لذت ببرید ")

درضمن ، قصر انیمه بی نهایت نویسنده قبول میکنه و هدفش ایجاد یه تجربه آموزنده و تعاملی بین ما، فرهنگ اوتاکو و زندگی خودمونه ^_^


سایونارا
امکانات وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

ساخت کد موزیک

© قصر انیمه