قصر انیمه

سفر به جادویی از رنگ، نور و فرهنگ شرق

سفر خودشناسی

کونیچوا یا سلام به تویی که چشمت به این پست خورده، اهل قصر انیمه ای یا اوتاکو، شایدم داشتی تو بلاگفا میگشتی که به این پست برخورد کردی. الان که این پست رو مینویسم دبیرستانی ها سخت مشغول امتحانات نهایی و کنکورن، دانشگاهی ها دارن سعی میکنن با فعالیت کلاسی نمره بگیرن...

تو جزو کدوم دسته ای؟ الان کجای داستانت وایسادی؟

ُسفر زندگی

هرجا که هستی حتما تاحالا از خودت پرسیدی " واقعا دارم چه غلطی میکنم؟! " حالا یکم مودبانه یا عامیانه تر برای هممون سوال شده که واقعا چی داریم تو قصه مون مینویسیم. قصه ای که چند تا فصل اولش که یادمون نمیاد، تا فصل 18 ام تو مدرسه و کوچه و دورهمی ها میچرخه اما همون حوالی، همون روزایی که از خواب بیدار میشیم و با یه حالت حوصله سر رفته ای به زندگیمون نگاه میکنیم میبینیم اصن داریم کجا میریم...

خودشناسی یه سفره که شروعش از وقتیه که خودمون بخوایم و پایانش موقعیه که فصل آخر زندگیمون تموم میشه. میدونم یکم طولانیه ولی حسش اصلا شبیه موندن تو کلاس معلم دفاعی نیست تا آرزو کنیم کاش تموم شه. حس این سفر هزاران رنگ و مزه و بوی مختلف داره، از بوی خاک خیس بعد از بارون گرفته تا بوی خاکستر بعد از آتیش، از رنگ خاکستری و بیروح روزمرگی داره تـــــــــــا رنگ خوش گذرونی هایی که دلمون نمیخواد تموم شن، از مزه تلخ رها کردن دلبستگی ها داره تا مزه شیرین رسیدن بسته پستی بعد از چند روز انتظار ":)

چرا اینقدر طولانی و تموم نشدنیه؟

چون هر کدوم از ماها بی نهایتیم #) یه روح بی نهایت بزرگ درون ماست، فراتر از تمام کهکشان ها و سحابی های آسمون، عمیق تر از تمام اقیانوس ها و در انتظار کشف شدن. از کشف کوچیک ترین جواب های گرفته تا پیدا کردن علت زندگی و مقصدشـــــ

توی مترو، خیابون، مدرسه، کتابخونه گرفته تــــا دانشگاه و سرکار کلی آدم با قصه های مختلفن. قصه های که خیلیاشون از یه فصلی به بعد دیگه ادامه پیدا نکردن. قصه پسری که دوست داشت هنرمند یا پلیس بشه ولی الان راننده تاکسیه که پاره وقت تو مغازه هم کار میکنه. قصه پیرمردی که خانوادش رهاش کردن چون دیگه حوصله شو نداشتن یا داستان دختری که تازه یه رشته خوب قبول شده و کلی فکر و خیال تو سرشه ^_^

بعضیا یه مسیری برای خودشون پیدا میکنن و داستانشون رو میسازن، با تمام پستی بلندی هاش. تلخ و شیرین رو میچشن ولی رهاش نمیکنن چون انتخاب خودشون بوده، برای بعضیاشونم تنها انتخاب ممکن بوده که نه از روی زور بلکه با عشق و درد انجامش دادن، یه انتخاب نه فقط واسه پولش بلکه واسه حس و هدف بالاتر، میتونه کمک به بقیه باشه یا چیزی که بهش باور دارن.

مثل باور به این که زندگی یه سفر موقتیه و دنیای دیگه ای انتظارشون رو میکشه.

بنظرم خودشناسی از همون موقعی شروع میشه که احساس میکنیم یه چیزی تو زندگی مون کمه. نه پول و رفیق یا افتخار و جایزه، یه حس! یه جرقه و مسیر روشن واسه رفتن. مسیری که به همه کار های زندگی مون معنی بده، دلیل از خواب بلند شدنمون، کارایی که میکنیم چه اونایی که مجبوریم مثل درس خوندن چه اونایی که واسه دل خودمون انجام میدیم...

پس ای دانشجو/دانش آموز/ کودک/ نوجوان و جوان عشق انیمه *)

بیا از سنگر وقت گذرونی با اینستاگرام و فرار از پوچی زندگیمون بیرون بیایم، خودمونو کشف کنیم.

خب، کشف زندگی خیلی ربطی به وضعیت سیاسی و اقتصادی یا جغرافیایی نداره، احساس پوچی و حوصله سر رفتگی از اینجا تا مناطق ثروتمند سوئیس هست. نه با پول و خرید های غیر ضروری حل میشه نه با مهمونی های بیهوده یا هرچی

اونجا ها فقط راه های فرار بیشتری داریم

تو همین کار پاره وقت با حقوق کم، بین این صفحه های نا تموم آزمون نهایی و وسط این برق رفتن های بی موقع هم میشه سفر خودشناسی رو انجام داد. میشه کتاب خرید، درباره افکار و سوالات نوشت، علایق و اهداف رو تجزیه تحلیل کرد، آزمون خطا کرد ولی راکد نشد. چون آب راکد میگنده -.- ممکنه تو زندگی تون کسی رو ببینید که ماشین خفن یا خونه گنده نداره، تنهاست ولی ناخودگاه نیرویی رو ازش حس کنید. لبخند رضایت و عشقی که با کارش داره رو ببینید...

خب این یه رود جاریه، همیشه دنبال بهتر شدن و خلق یه جریان خوب. میتونه یه نقاش ساختمون باشه، یه نویسنده، معلم یا طراح گرافیک!

والا :|

پس کوله اوقات تلف شده رو جمع کنیم و یه حرکتی بزنیم.

عیبی نداره اگه نور کمه و مسیر مُبهم. با امید ادامه بدیــــــــــد

ایمان رو کلید کنید و خودتونو پیدا کنید. عیبی نداره اگه تغییر کردیم و ادم سابق نشدیم، این ذات سفره ولی سعی کنید آدم بهتری بشید :| میتونید با یه عادت کوچیک مثل خوندن یه صفحه از یه کتاب شروع کنید یا پادکست یا نوشتن و کشیدن. علایق، ویژگی های اخلاقی و روحی، اهداف و عقاید خودتونو بررسی کنید.

برای شروع این سفر و فهمیدن خودمون بهتره یه قدم ساده برداریم. یه دفتر گوگولی خاص یا یه وب یا چنل بسازید، با هرکدوم که راحت ترید شروع کنید و درباره خودتون بنویسید. مشخصات فردی، علایق، ویژگی های اخلاقی، فیزیکی، چیزایی که تو خودتون دوست ندارید یا از چیزایی که متنفرید،باور ها، اعتقادات و ارزش ها، نقاط ضعف و قوت و هر جزئیاتی که به ذهنتون میرسه.

اینطوری به تصویر واضح از خودتون دارید که باید ببینید .

یه مدت هر حس و تجربه جدیدی که داشتید رو بنویسید توش. باحال میشه. میدونم آلیس و مریم و آریسا و یو و خیلیای دیگه این کارو میکنن کم وبیش. چیز باحالیه .

.

.

.

امتحان کنید ^_^

محمد شنبه سوم خرداد ۱۴۰۴ 11:0
درباره ما
قصر انیمه خوش اومدید به قصر انیمه ":)
اینجا جامعه ای برای علاقه مندان به دنیای انیمه و مانگاست که موضوعاتی مثل :
نقد و بررسی ( از دیدگاه نویسندگان با نگارش خودمونی نه ازون قلمسه سلنبه هاش ^^ )
معرفی انیمه و مانگا
آموزش ( طراحی مانگا و بعدا شاید چیزای دیگه ! )
فکت ( درباره انیمه ها و فرهنگ ژاپن)
میم و طنز
تاپ تن
مقالات تجربه ای یا تحقیقاتی محتلف و خیلی چیزای دیگه که بچه های ابداع میکنند :":)
امیدواریم از لحظاتی که اینجا دارید لذت ببرید ")

درضمن ، قصر انیمه بی نهایت نویسنده قبول میکنه و هدفش ایجاد یه تجربه آموزنده و تعاملی بین ما، فرهنگ اوتاکو و زندگی خودمونه ^_^


سایونارا
امکانات وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

ساخت کد موزیک

© قصر انیمه